کتاب آناکارنینا (۲ جلدی)

اثر لئو تولستوی از انتشارات نیلوفر - مترجم: سروش حبیبی-برترین کتاب های تاریخ انجمن کتاب نروژ

Married to a powerful government minister, Anna Karenina is a beautiful woman who falls deeply in love with a wealthy army officer, the elegant Count Vronsky. Desperate to find truth and meaning in her life, she rashly defies the conventions of Russian society and leaves her husband and son to live with her lover. Condemned and ostracized by her peers and prone to fits of jealousy that alienate Vronsky, Anna finds herself unable to escape an increasingly hopeless situation. Set against this tragic affair is the story of Konstantin Levin, a melancholy landowner whom Tolstoy based largely on himself. While Anna looks for happiness through love, Levin embarks on his own search for spiritual fulfillment through marriage, family, and hard work.


خرید کتاب آناکارنینا (۲ جلدی)
جستجوی کتاب آناکارنینا (۲ جلدی) در گودریدز

معرفی کتاب آناکارنینا (۲ جلدی) از نگاه کاربران
تولستوی تصویری از سه ازدواج یا روابطی را که نمی تواند متفاوت باشد، ترسیم می کند. آنا کارنینا به درستی شاهکار است. علاوه بر این، تولستوی در سوسیالیزم سوسیالیسم نهفته است و ابتکارات کمونیسم را توصیف می کند، با موضوعاتی مانند حیات وحش، تولد و معنای زندگی سخن می گوید. هنر روایت طلسم و جذابیت روایت او در بالاترین سطح هستند. او همچنین به عنوان یک ناظر تماشای احساسات و احساسات انسان به نظر می رسد. در کل من کتاب او را لمس کردم زیرا یکی از کتابهای برجسته ای بود که تا به حال خوانده ام. @ Kendi yüceliÄŞinin yüksekliÄŸinden bana bakmasÄ ± na bayÄ ± lÄ ± yorum @. Sayf 55 @ Belki de sahip OlduÄŸum ÅŸeylere sevindiÄŸim، sahip olmadÄ ± klarÄ ± ma da üzülmediÄŸim için mutluyum. @ Sayf 167 @ KadÄ ± n dediÄŸin Ãüyle bir yaratÄ ± k ki isttediÄŸin ژاار در حال حاضر، ژن hç bilmediÄŸin yanlarÄ ± yla karßà ± laÅŸÄ ± yorsun ... @ Sayf 168 @ Insana akÄ ± l، onu huzursuz eden ÅŸeylerden kurtulmasÄ ± için verilmiÅŸtir @ Sayf. 758

مشاهده لینک اصلی
پایان آنا کارنینا را بخوانید و به این آهنگ گوش دهید: http://www.youtube.com/watch؟v=4mUmdR...Itâ--fortll قلب خود را شکستن. وقتی اولین بار این کتاب را تکمیل کردم، کامپیوتر و تلاش برای بررسی آن بود، و همه چیزهایی که من می توانستم بکنم، \"توستو\" بود. \"من می دانم که به نظر می رسد نوجوان است، اما من هنوز این احساس را دارم. برای آن چه که با آنا انجام دادم، با او به شدت عصبانی شدم. من خیلی عصبانی بودم که به سختی توانستیم او را بشناسیم. (بله، من آگاه هستم که شخصیت داستانی وجود دارد که هرگز در واقع وجود نداشت، بنابراین او برای من واقعی بود!) ما یاد می گیریم که زیبا و در عین حال بسیار ناامن است. ما یاد می گیریم که او ازدواج کرده است، اما خوشبخت نیست. ما یاد می گیریم که او یک مادر اختصاصی به پسرش است، اما نه به دخترش. ما هرگز واقعا در مورد عمق آنا یاد نمی گیریم. همیشه آنا در ارتباط با یک مرد است. آنا و شوهرش. آنا و ورونسکی. آنا و پسرش. من حدس می زنم که در طول این مدت به موقعیت زنان در جامعه می گویند. زنان هیچ هویتی از خود نداشتند. آنچه که من در مورد این کتاب بیشتر از آن لذت بردم، توانایی تولستوی بود تا خواننده را در داخل سران شخصیت ها بگذارد. ما از طریق افکار خود آنها را بسیار یاد می گیریم - ترس، ناامیدی، اسرار آنها. با اجازه دادن به ما برای اتصال به گفتمان درونی شخصیت ها، ما به بشریت آنها معرفی می کنیم. به عنوان یک خواننده در خارج به دنبال نگاه کردن، من خیلی ناراحت شد، زمانی که شخصیت تاکید زیادی بر یک نگاه یا تن صدای یا ژست دیگری دارد. اما همه ما این کار را انجام نمی دهیم؟ آیا اینطور نیست که چگونه ما جهان را تجربه می کنیم؟ متأسفانه، اغلب مفروضات ما در مورد آنچه که به معنی یا به معنی صدای صدا است، در بهترین حالت نادرست است. هنگامی که ما به این نکته های رفتاری کمی (که همه ما براساس چمدان خودمان درست انجام می دهیم) معنا می دهیم، درباره ی دیگران و همه چیز درباره خودمان بسیار اندکی سخن گفتیم. تولستوی پیام خود را به شدید می برد، اما مطمئنا من را مجبور به عقب نشینی کرد و واقعا درباره آنچه که در مورد دیگران به واقعیت آن شخص می اندیشید فکر می کنم. این کتاب همچنین من را در مورد آنچه که در زندگی اولویت بندی می کند فکر می کند. آیا آن کافی است که راحت و پایدار باشد، اگر این آسایش و ثبات به معنی شما نیز تنها و ناراضی هستید؟ آیا ما باید از خواسته هایمان پیروی کنیم و عواقب ناخوشایندی داشته باشیم، مهم نیست که سوراخ خرگوش تیره آنها ممکن است ما را پایین بیاورد؟ من باید از خودم بپرسم آیا من آنا یا بچه گربه هستم؟ راحت و رضایت و یا درام و عاشقانه: که هیچ یک فرد را ترک نمی کند کاملا راضی است. من هیچ پاسخی ندارم فقط بسیاری از سوالات دیگر بیشتر است. روزها کوتاه هستند و شبها سرد هستند و برای یک عمر کشیدند. وقت آن است که این رمان را انتخاب کنید و از دنیا لذت ببرید. تولستوی برای شما ساخته شده است. ستاره های روشن و پر زرق و برق ... *** توجه داشته باشید در مورد این نسخه: خوشبختانه پیش از خواندن مقدمه، پیش از خواندن این مقدمه نبوده ام کتاب. مقدمه عناصر کلیدی طرح را از بین می برد و بنابراین هر گونه شگفتی که کتاب ممکن است برای شما داشته باشد را از بین ببرد اگر خوشبخت باشید، همانطور که بودم، تا پایان سال برای شما خراب نباشد.

مشاهده لینک اصلی
â € œAnna Karenina، â € دوست من به من گفت، â € œ این یکی از چند کتاب است که تحت تاثیر قرار زندگی من زندگی خود را از روز به روز. â € این بیانیه بر روی یک سوال من اغلب تعجب در مورد: آیا می توانید خواندن داستان بزرگ آیا شما یک شخص بهتر هستید؟ من نمیخواهم بپرسم که آیا میتوان چابکی ذهنی شما و یا دانش خود را از جهان بهبود بخشید، زیرا بدون شک این کار را می کند. اما آیا این کتاب ها شما را می تواند مهربان تر، عاقلانه تر، اخلاقی تر، محتوا بیشتر باشد؟ پاسخ به این سوال دور از ذهن نیست. و شاید ما باید مشکوک باشیم، زمانی که ما در نظر می گیریم که احتمالا بسیاری از طرفداران شگفت انگیز شگفت انگیز وجود دارد. با این وجود، من معتقد هستم که اکثر ما تمایل دارند بگویند، این کتاب ها ما را بهبود می بخشد. اما چطور؟ پاسخهای من این است. اولا، بسیاری از آثار بزرگی از داستان به طور مستقیم به سوال اخلاقی رسیدگی می کنند: چه چیزی خوب است؟ زندگی شما خوب است؟ نقطه تمام اینها چیست؟ Dostoyevsky نویسنده نمونه در این رابطه است، که شدیدا، تقریبا morbidly، مشغول به این سوالات. دوم، داستان های بزرگ اغلب شامل نقد اجتماعی می شوند؛ بسیاری از نویسندگان شناخته شده، راهنماهای نفوذی به ریاکارانه، بی رحم بودن و حماقت جوامع خود شده اند. برای مثال، دیکنز مشهور است برای گسترش آگاهی از وضعیت فقرا؛ و جین آستن کار مشابهی را در رمانهایش انجام داد، هر چند بسیار آرام تر از آن بود که با رعایت قوانین اجتماعی باریک و ضعیف که دینداران سرزمینی مجبور بودند از آن حمایت کنند. سرانجام، ما توانایی ادبیات عالی برای کمک به همدردی با ما را داریم. با تصور کردن اقدامات، افکار، احساسات، خواسته ها و امیدهای فرد دیگری - یک فرد ممکن است از زمان دیگری با ارزش های مختلف - ما یاد بگیریم که جهان را از دیدگاه های مختلف ببینیم. این نه تنها به ما کمک می کند تا دیگران را درک کنیم، بلکه به ما کمک می کند تا خودمان را درک کنیم. و این مهم است، زیرا بخش بزرگی از زندگی عاقل (حداقل تجربه من) شامل توانایی دیدن خودمان از راه دور، به عنوان تنها یک نفر در میان بسیاری از افراد، و رفتار ما با همان احترام با احترام به عنوان رفتار ما دوستان خوب ما. و استاد همدلی بدون شک لئو تولستوی است. لئو تولستوی مرد متضاد بود. او دهقانان و زندگی ساده خود را بت پرست کرد و او را رد کرد از ثروت های دنیوی. و در عین حال، تا آخر عمر، امتیازات اشرافی اش را حفظ کرد. او ازدواج را از اهمیت زیادی در زندگی یک زندگی اخلاقی برخوردار بود، اما رابطه او با همسرش تلخ ناراضی بود و او به فرار از خانه اش فرار کرد. و همانطور که اشعیا برلین در مقاله خود درباره دیدگاه تولستوی از تاریخ به ذکر است، او از وحدت خواسته و در عین حال تنها چندگانگی در جهان را دید. من نمیتوانم این تناقض را به توانایی تقریبا فوقالعادهاش نسبت به دیدگاههای دیگر نسبت بدهم، که باعث شد که او به طور مداوم در جهات مختلف کشیده شود. این در نمایش کامل در آنا کارنینا است، اما من نمیتوانم درباره این بحث بگویم و یا هر چیز دیگری در مورد کتاب بدون اسپویلرهای متعدد. بنابراین اگر شما از شماری از افرادی هستید که قبلا نمی دانید طرح را در پیش دارید، در اینجا هشدار شماست. همانطور که بسیاری از نویسندگان، تولستوی در اینجا می نویسد در مورد یک زن â € œfallenâ € که در وضعیت بد بدست می آید. اما بر خلاف هر کس دیگری، تولستوی این داستان را بدون در نظر گرفتن موضع اخلاقی روشن در مورد آنا، جامعه اش، شوهر خیانت کرده و یا عاشقش ارائه می دهد. به عنوان مثال، به عنوان مثال، نزدیک به غیر ممکن است که این را به سادگی به عنوان یک مثل از زن غیر اخلاقی دریافت دسر فقط آن را بخوانید. آنا قصد داشت چه کار کند؟ او وقتی که با کارنین باقی می ماند، خود را به زندگی ناخوشایند محکوم کرد. و به سختی می توان گفت که وی ازدواج ناخوشایند خود را مسئول می داند، زیرا ازدواج در آن روزها به دلیل قدرت و ثروت، عشق نداشت، زمانی که زنان خیلی جوان بودند، قرارداد گرفتند. تولستوی این را بسیار واضح می سازد و در نتیجه این کتاب را می توان بخشی به عنوان یک نقد فمینیستی از جامعه ای که به شدت آزادی زنان را محدود می کند و آنها را محکوم به رحمت پدر و شوهر خود می داند. نه کل داستان اگر غیرممکن است که این کتاب را بخوانیم به عنوان مثال از یک زن غیر اخلاقی، آن را به همان اندازه غیرممکن می توان آن را به عنوان مبارزۀ قهرمانانه یک زن متخلف علیه جامعه غیر اخلاقی خواند. آنا نه کاملا درست است و نه تصمیمش را اشتباه گرفته است. برای انتخاب همسرش رها شده، او همچنین تصمیم می گیرد که پسرش را رها کند. درست است که این تنها قوانین اجتماعی بود که او را مجبور به انجام این انتخاب کرد، اما واقعیت این است که او به طور آگاهانه آن را انتخاب کرده است. در عوض، بر خلاف Madam Bovary، جایی که شوهر فریبنده شخصیت مخالف نیست، تولستوی کارنین را به زندگی به ارمغان می آورد، به ما یک مرد ناقص و محدود می دهد، اما مرد واقعی، با این حال، مردی که عمیقا توسط آنا صدمه دیده بود اقدامات. ابهام مشابهی را می توان در ارتباط بین آنا و ورونسکی مشاهده کرد. تولستوی هرگز ما را تردید می کند که واقعا دوست یکدیگر را دوست دارند. این داستان حیله و یا شهوت است، اما منحصر به فرد و مهربان عشق - عشق است که آنا برای تمام زندگی خود را قبل از امور خود را انکار کرد. از نظر وی، ورونسکی هم کاملا بد نیست و هم خوب است. او دروغ می گوید ...

مشاهده لینک اصلی
بزرگ، در بالاترین معنای کلمه. شخصیت هایی که عمیق و زنده به عنوان اقیانوس هستند، تم های متنوع و گوناگون به عنوان دانه های شن و ماسه، نوشتن به عنوان قدرتمند به عنوان یک رعد و برق، به عنوان زیبا به عنوان یک سحر و جادو صاف و به عنوان زمان نامشخص و در عین حال همه جذاب تر به عنوان این جهان مرموز و بدون سرنشین خود، و به نظر من، بزرگترین کار در زندگی، آزادی، ایمان، سرنوشت، عشق، رنج و قلب انسان ... - آنا Karenina!

مشاهده لینک اصلی
گذر از طریق عواطف انسانی @ ... ابتدا او را سنگی در او ریخته است. من این شاهکار تولستوی را پنج سال پیش برای اولین بار خواندم، با آنکه ناخودآگاه از تصور اشتباه من ساخته بودم که فقط مربوط به ترمینال آنا کارنیناس بود روابط زناشویی و خودخواهانه خائنانه نسبت به پسرش. من فکر کردم که رمان بدون تردید، اثرات مخرب خودمحور و عدم قطعیت اخلاقی را به طور موثری نشان می دهد. فراتر از آن، من یک بدبینی بودم. شک و تردید من اشتباه بود. در حالی که امر آنا Ks به با تعداد Vlonsky داستان اولیه آنکه گفت، این را باید در متن از رمان مشاهده شده است سه نوع رابطه دیگر به درک زیبایی خالص این masterwork.Both غول روسی (تولستوی و داستایفسکی) حجاری به طور مداوم در اطراف تم رابطه بین یک شوهر و یک زن؛ رابطه انسان با خدا و با خدا؛ مبارزات مرگ و میر - ایمان در مقابل تردید؛ - تک و پایه و اخلاق در برابر اراده آزاد و لذات جسمی؛ و، در زیر آسمان، ادامه جنگ و بی نهایت بین نیروهای تم خوب و evil.These هستند مسلما هیچ جا نفس بیشتری را برای مطالعه، تفکر و تفسیر برای همه زمان، علما، اندیشمندان، دانشجویان و دوستداران ادبیات، نسبت به تشکیل این تراژدی متعالی است. عاشقانه غیرقانونی آنا کارینیناس با جوانتر و عادتآمیز شمار ورونسکی صفحه اصلی است. من کمی بعد از خواندن این رمان نشان می دهم که یک مقاله ای را که نشان می دهد که تولستوی با ایده ساختن یک زن متاهل متولد شده، برای اقداماتش محکوم شده است، به خاطر نقص های انسانی و در زندگی اش (و یا چیزی در این زمینه) از خوانندگان دلسوز خواسته است. او می خواست به اطاعت از عیسی در کتاب مقدس به کسانی که در معرض سنگ به مرگ زن بودند گرفتار روابط جنسی خارج از ازدواج خود را: @ او بدون گناه در میان شما، اجازه دهید او را برای اولین بار یک سنگ در او ریخته است. @ یوحنا 8: 7، KJV علاوه بر این به امر eponymous است، رمان نیز زیر است: ^ verecund، کشاورز فکر لوین و معاشقه خود و ازدواج به زرق و برق دار، کم عمق و پاکدامن زن سبک و جلف (که یک بار شیفته ورونسکی بود). ^ مشارکت زوجهای فرو رفته بین برادر حنا از ناپایدار، بی وفا اجتماعی سگ تازی Stiva Oblonsky و همسر وفادار خود دالی (خواهر Kittys)، که نمونه، مادر تقدیر نشده از فرزندان خود است، و کسی که خودش را می یابد داشتن رویاها muliebral یک رابطه سوزان از بدن و روح را با مرد دیگری؛ و همچنین، ^ روابط حنا با کنترل او، شوهر cuckolded کارنین و با ضعیف او، son.Tolstoy بی گناه این mindtrip فوقالعاده زرق و برق دار بیش از یک زمین او در راه است که از لحاظ احساسی را تخلیه خواننده * و تحریک افکار و احساسات مانند او را جلب کرد ایجاد او ممکن است یک قطعه مبهم روحش را پیدا کند. به نظر من این بهترین رمان است که تا به حال نوشته شده است. * با توجه به انتقاد شدید من از رمان، کمی زندگی توسط Hanya Yanagihara، به عنوان ... اجازه می دهد تا فقط می گویند ... به طور عاطفی سادیستی (توسط پذیرش نویسنده) و بحث های طولانی درباره این رمان، باید در اینجا توضیح دهم که تفاوت زیادی بین نوشتن یک رمان / داستان با قصد بیان درد درد در خواننده (به عنوان نویسنده یک زندگی کمی مکررا پذیرفته شده است و همانطور که در نوشته خود نوشته شده است) و نوشتن یک رمان است که به شرایط انسانی معتبر است و شخصیتی را در یک زن متاهل سقوط می کند که تولستوی می خواست در نگرش نسبت به خوانندگان به تصویر بکشد اعتراف مسیحی در مورد ریخته گری سنگ اول اجازه بدهید توضیح بیشتری بدهم آنا کارنینا غمگین است خودکشی به نظر می رسید به احتمال زیاد نتیجه در شرایط، همانطور که در زندگی کمی بود. تفاوت در اعتياد در اولين و عدم وجود آن در آخرين است. به عنوان مثال، حوادثی که منجر به خودکشی شد، بیش از هرچیز و بیش از هرچیز مورد ضرب و شتم قرار نگرفت. در مقایسه با آنا کارنینا مشخص کردن شرایط وحشتناک هرگز بیهوده، گریت، آزاردهنده و منحصر به فرد دستکاری نشد، زیرا به سرعت در زندگی کمی اتفاق افتاد. من اعتقاد ندارم که او می تواند بیانیه های نویسندگان را بیش از حد تأکید کند که زمانی که او شروع به نوشتن یک زندگی کمی کرد، نوبت به نوشتن یک رمان است که درد های عاطفی فراوانی را در پی دارد که می تواند بر خوانندگان کتاب تاثیر بگذارد .. من با اهدای شریف، Goodreads دعوت میکنم دوستان (و خوانندگان) به من نمونه هایی از رمان های تحسین آمیز ارائه می دهند که نویسنده آن را به این نتیجه می رساند که وقتی نوشتن رمان را با ایده و هدف از اذیت کردن خوانندگانش آغاز کرد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب آناکارنینا (۲ جلدی)


 کتاب سفر به انتهای شب
 کتاب بهترین داستان های کوتاه آنتون چخوف
 کتاب میدل مارچ
 کتاب پیرمرد و دریا
 کتاب مادام بواری
 کتاب به سوی فانوس دریایی