کتاب اتللو

اثر ویلیام شکسپیر از انتشارات قطره - مترجم: عبدالحسین نوشین-برترین کتاب های تاریخ انجمن کتاب نروژ

In Othello, Shakespeare creates a powerful drama of a marriage that begins with fascination (between the exotic Moor Othello and the Venetian lady Desdemona), with elopement, and with intense mutual devotion and that ends precipitately with jealous rage and violent deaths. He sets this story in the romantic world of the Mediterranean, moving the action from Venice to the island of Cyprus and giving it an even more exotic coloring with stories of Othellos African past. Shakespeare builds so many differences into his hero and heroine—differences of race, of age, of cultural background—that one should not, perhaps, be surprised that the marriage ends disastrously. But most people who see or read the play feel that the love that the play presents between Othello and Desdemona is so strong that it would have overcome all these differences were it not for the words and actions of Othellos standard-bearer, Iago, who hates Othello and sets out to destroy him by destroying his love for Desdemona. As Othello succumbs to Iagos insinuations that Desdemona is unfaithful, fascination—which dominates the early acts of the play—turns to horror, especially for the audience. We are confronted by spectacles of a generous and trusting Othello in the grip of Iagos schemes; of an innocent Desdemona, who has given herself up entirely to her love for Othello only to be subjected to his horrifying verbal and physical assaults, the outcome of Othellos mistaken convictions about her faithlessness.


خرید کتاب اتللو
جستجوی کتاب اتللو در گودریدز

معرفی کتاب اتللو از نگاه کاربران
Othello، خلاصه: OTHELLO: من عاشق همسر من IAGO: او به Cassio دستمال خود را به او داد: OMG که به اشتراک گذاری! DESDEMONA: سلام عزیزم OTHELLO: من شما را نادیده گرفت! DESDEMONA: * می میرد * EMILIA: شخص، چه WRONG با شما چطور؟ OTHELLO: خب، یوگو: بله، من این کار را انجام دادم و تمام این کارها رو انجام دادم. PUNKD! OTHELLO: OMG من همسر من را برای هیچ دلیلی کشتید! من خودم باشم و ... صحنه

مشاهده لینک اصلی
من همیشه این بازی را شگفت زده کرده ام، همانطور که شکسپیر ترسناک ترین تئاتر است، اما من نیز احساس می کنم که اغلب اوقات به ملودرام نزدیک می شود. شاو اظهار داشت که اتلو به سبک اپرا ایتالیایی نوشته شده است @ و با وردی و دانیزیتی احساسات مشابهی را به همراه دارد، تمایزی دقیق از خیر و شر که به لوسیا و ترواتوته شدت عاطفی آنها - و کمبود آنها جدی بودن با این حال، در طول این خواندن، متوجه شدم که اتلو بسیار بیشتر از بزرگترین ملودرامهاست و کلید تأیید عمق آن در مفهوم ماسک عمومی نهفته است. اتللو مردی است که همیشه ماسک را در عموم می پوشد: ماسک از رهبر نظامی کاملا حرفه ای است که بیش از حد شایسته است که توسط احساسات منتقل شود که ممکن است دیگران را به کوچک یا غیرقابل اعتماد تبدیل کند. Iago یک ماسک مشابهی پوشیده است: ماسک کاملا زیرکانه ارتش حرفه ای است که فریبنده و بی صدا و ناتوان از ناسازگاری است. ماسک اوتلون پنهان مارها از ترس ناشی از عدم امنیت یک مرد سیاه پوست در جامعه سفیدپوست بیگانه است. ماسک ایگاس این واقعیت را پنهان می کند که او یک جامعه ی اجتماعی سنگی است که انگیزه ی آن از حسادت و خشم است. اتللو نمیتواند واقعیت شر را در زیر یک ماسک مشابه خود با خود ببیند و به جای آن، هرکدام از جملات متمایز همسر متعهدش را به عنوان مدرک ماسک شیطانی یک زن متاهل انجام میدهد. این اشتباه مرگبار اتللو است، و او و دزدمو به شدت برای آن پرداختند.

مشاهده لینک اصلی
حسادت، @ هیولای سبز سبز، @ این همان چیزی است که شکسپیر عاقلانه نوشت ... اتلو همسرش، ددمونا را دوست داشت، بیش از حد، هیچ چیزی نمی تواند ادامه یابد، تب و احساسات در طول زمان کاهش می یابد .... ژنرال قدرتمند سرباز بسیار توانمند ونیز، فرمان احترام در میدان جنگ، او می تواند هیچ اشتباه، شجاع، وحشی، پویا، شمشیر مرگبار، زندگی هنوز پیچیده تر از جنگ است، هر چند، Moor یک ماهی خارج از آب، در یک کاملا متفاوت و فرهنگ عجیب و غریب، تبدیل شدن به یک مسیحی، مبارزه برای اروپایی ها، علیه دوستان سابق خود، ازدواج با یک زن زرق و برق دار، ملایم، جوان، بسیار پناه داده، زن ساده لوح، فریب آنها روح پدرش، Brabantio، سناتور تاثیرگذار، در جمهوری ونیزی قدرتمند ... توسط دوک (Doge) به منظور دفاع از مستعمرات مهم خود قبرس، در برابر امپراطوری عثمانی گسترده، ناوگان مهاجم، او unwisely عروس جدید خود را، دسدمنا با او به ارمغان می آورد. خوشبختانه یک طوفان دریایی جوشانده که امواج غول پیکر آن بالا میرود و سپس سقوط می کند، کشتی های ترکیه را خراب می کند، جرقه هایی که در زیر و در دریاهای مدیترانه قرار دارند، فقط چند نفر از قتل عام هستند. Othellos خود را تا حد زیادی آسیب دیده صنایع دستی، به نحوی، باقی می ماند بالاتر از آب فوم، و limps به بندر امن، در جزیره کوهستانی، معجزه. با این وجود بحران به نظر می رسد حل شده است، اما نه برای اتللو ... آن را به تازگی آغاز شده است، برای خیلی بیش از حد اعتماد عمومی، یک افسر، صادقانه Iago (همسرش امیلیا، بنده وفادار Desdemona) شروع به زمزمه در گوش او ، این همه در ازدواجش خوب نیست. زن زن دوست داشتنی و بیگناه، اینچنین نیست ... او توسط یکی دیگر از مرد، دوستش، مایکل کاسیو، دومین کمپانی در ارتش، به دنبال بهتر و جوانتر از مور، خیانت کرده است. آیا این می تواند درست باشد؟ کفر باور می شود، چرا یاهو خوب است، دروغ ... دزدمو، غرور و نجات او، شاید نادرست است ... آرام، بی نظم، در نبرد خونین، اتللو، هیجان زده می شود، در ناخوشایند کنترل غلط، تمام بدن خود را با این حال، او تنها یک ایده است که به دنبال انتقام شیرین باشد، تنها با این کار او می تواند راضی باشد، هیچ چیز دیگری مهم نیست، اما کارش پایان می یابد، اما مهم نیست اکنون او باید کاری را انجام دهد که شایستگی اش را دارد، کمتر قابل قبول برای یک مرد محترم ... بازی شکوهمند، که شامل خط نازک بین عشق و نفرت، خصومت، نفرت نژادی، حسادت، سوء ظن، اعتقاد به شر، نه خوشبختی از دنیای غیرمنتظره، هر کدام یک توهم، هیچ کس نیست آنچه که آنها به نظر می رسند، فریب همه را فرا می گیرد ... اما اینها همه چیز است ... کار کارآموز توسط یک استاد بی نظیر ...

مشاهده لینک اصلی
سعی نکنید پروست یا جویس را ناراحت کنید، اما این روزها، شکسپیر که هر شب به من رختخواب می برد. هس بخشی از روال روزمره من است و او قبل از رفتن به سرزمین رویایی آخرین افکار آگاه من است. به این ترتیب، این می تواند یک نمایشنامه نویس دیگر یا حتی یک کتاب معمولی باشد. همه چیزهایی که من واقعا نیاز دارم، فصل های کوچک هستند که می توانم به سرعت به پایان برسانم وقتی که شاخک های شکمی شروع به پوشیده شدن بدن من می کنند و افکار آرامشان آرام ذهن من را تسکین می دهند. اما شکسپیر آن بوده است ... و هر کس که به تازگی یک داروی جدید پیدا کرده است مایل نیست آن را به آسانی کنار بگذارد. بنابراین شکسپیر باقی می ماند. اخیرا Hamlet و King Lear به پایان رسید و آنها 5 ستاره را ارزیابی کردند؛ زیرا من واقعا آنها را هیچ چیز از نمایشنامه های شگفت انگیز ندیده ام، اما اعتراف کردم که خیلی از آنها در مورد آنها نوشته شده است، نه فقط در نظرات شگفت انگیز بلکه در سایر کلاسی های ادبی که من مطمئن هستم که من برای افزودن زیاد دارم. علاوه بر این - در حالی که من لذت بردن از توصیف معمولی خود را در مورد کتابهایی که به تازگی به پایان رسیده ام، سعی می کنم این تمرین را به عنوان طبیعی انجام دهم و از تغییر آن در یک مورد اجباری - احساسات من در مورد آنها لزوما کلمات یا کلمات شناخته شده نباشد میخواهید سبک Joyces را با بازبینی و بررسی با پرطرفدارترین عناوین، تقلید کنید. بنابراین من اجازه می دهم آنها آگاه باشند که ممکن است هرگز به عنوان ارواح منحرف شوند تا من را در هر زمان به مناسبت برسانند. @ حسادت اغلب تنها نیاز مبرم به ظلم و ستم است، در مورد مسائل مربوط به عشق مورد استفاده قرار می گیرد. @ Marcel Proust، La PrisonnièreOtello، however طرح آن بر یکی از موضوعات مورد علاقه من تمرکز شده است - و در این جا من همیشه یک یا دو چیز را می گویم: حسادت و نتایج آن. آه، نیروی قدرتمند، نیروی ویرانگر که می تواند طوفان ها را در اتاق خواب های مهر و موم شده جایی که باد احتمالا در غیر این صورت دریافت کند. این احساسات قریب الوقوع است که می تواند خود به خود ایجاد یا تغییر دهد - ترس، اضطراب و ناامیدی از هیچ چیز. @ حسادت من از تصاویر ذهنی متولد شد، یک نوع عصبانیت است که براساس احتمال آن نیست. @ Marcel Proust، La Prisonni ¨reA ذهن مبتلا به ویروس - و قدرت ذهن نامحدود است، به ویژه هنگامی که آن اجرا نشده unbridled، به شدت در خود - این نامرئی، کیفیتی است که حتی خطرناک تر می شود. چشمان ما می توانند حسادت را درک کنند - آنها فقط می توانند اثرات آن را پس از آن که قربانیان آن را گرفته اند - یا رنگ خاصی داشته باشند و یا حتی یک شکل که ما می توانیم اطراف آن حسادت را ببینیم، شاید دزموندا نتوانست اوستلو را نابود کند و اوتلو ممکن است قادر به فرار از معاملات دوگانه ایگوس باشد. @ حسادت، که بر روی چشمانش پوشیدنی است، صرفا قادر به کشف چیزی در تاریکی نیست که آن را تحریک می کند، بلکه یکی از آن عذاب هایی است که این کار باید Marcel Proust، La PrisonnièreIve بعضی از انتقادات را در مورد Othello (بازی) بازی می کند، زیرا به آسانی او (شخصیت) به طرح ها و دروغ های Iagos معتقد است. هرگز حتی برای یک ثانیه من نمی توانم واقع بینانه از طرح شکسپیر تردید کنم (البته برخی از درام ها در بالای صفحه قرار دارد اما هنوز هم ...) همانطور که ناامنی می تواند به عنوان یک عامل التهابی برای یک بچه کوچک عمل کند باور کنید که وقتی هیس در اتاق خود به تنهایی می نشیند، هیولا را تماشا می کند، تماشای سایه های مختلف و ناراحت کننده روی دیوارهایش رقص می کند، همچنین می تواند - برای فردی که حسادت می کند صرفا ناامن است - دستمال را مانند یک شواهد بی قاعده گناه در دادگاه حسادت. @ برای چیزی که ما فکر می کنیم عشق ما و یا حسادت ما هرگز یک شور، یکپارچه و یکپارچه نیست. این متشکل از یک بی نهایت از عناصر پی در پی، از حسادت های مختلف است که هر کدام از آنها کوتاه است، هرچند که با تکثیبات بی وقفه آنها تصور تداوم، توهم وحدت را به ما می دهد. @ Marcel Proust، Swanns WayHad یک زن و شوهر نوشته نشده است قرنها پیش از آنکه پروست حتی تولد یابد، من به عنوان خوانده شده در جستجو از زمان از دست رفته، مظنون هستم. نه تنها او درک می کند که چگونه حسادت کار می کند - او خودش از آن رنج می برد - اما او همچنین طرح هایی را ایجاد کرد که با استفاده از قوت های شدید او انتقام خود را به او تحمیل کند. سقوط او تنها پیش بینی غرور در نهایت در برابر قدرت های دیگر بود، به عنوان آن است که به طور مداوم در جنگ lifes.Rating: برای یکی دیگر از بازی استادانه، با خطوط بزرگ و برای اجازه دادن به من اتصال کار خود را به نویسنده مورد علاقه: 5 ستاره.

مشاهده لینک اصلی
â € œO، مراقب باشید، پروردگار من، حسادت؛ این هیولا سبز اید، که خمیر گوشت آن تغذیه. @ این نقل قول مشهور پسر 14 ساله من، خواندن اتللو برای اولین بار (آن بود اولین شکسپیر او تا به حال)، به اتاق من می آیند تا شکایت کنند. او با زبان شیرین یاهو بد آشنا شد، به یکباره صحبت کرد و در یک برنامه دیگر، پخش اخبار و شایعات جعلی و تظاهر به حمایت و خودکفایی کرد. او گفت،Iago حتی بدتر از Uriah Heep @ است، اشاره کرد، با اشاره به بحث در مورد دیوید کاپرفیلد برخی از زمان پیش بود. @ من شروع به اعتقاد دارم که غم و اندوه چیز غلط ترین در جهان است، مخفی کردن اهداف بد! من البته مجبور بودم به عقب برگردم و Othello را در عجله به ارمغان آورد تا قادر به پاسخ درست، و متوجه شدم که پسرم دارای یک نقطه. مردم واقعا صادقانه فروتن نیستند و ادعا نمی کنند. آنها به وضوح نقاط قوت، ضعف و قصد خود را نشان می دهند و با کارت های باز بازی می کنند و تنها به شخصیت هایی که بیشتر از همه در نظر می گیرند، از دست می دهند، زیرا خیلی زحمت کشیدند. برای من جالب بود که ببیند پسر من اهل اتللو را خیلی دوست ندارد نمایشنامه پرشور بر پایه حسادت، بلکه به عنوان یک بازی سیاسی پس از حقیقت، با بازیکنان بد ستیز در مرحله برنده شدن است. مطمئنا شکسپیر هر دو حسادت و سیاست را در طرح قرار می دهد و جوانانی که مسیرشان را به سوی درک سیاسی جهان در حال حاضر، پس از 2016 شروع می کنند، بیشتر در مورد دروغگوئی، دستکاری، افشاگری نسبت به واکنش نامطلوب به سوء ظن بیشتر احساس می کنند برای من، خواندن شکسپیر با لذت بیشتر از همیشه، ثابت می کند که صدای او جهانی و بی انتها است و او با نسل بعدی خوانندگان مانند دیکنز سخن می گوید. متاسفانه، ما نمی توانیم خائنان ما را به زندان ها ببریم در پایان مانند دیکنز و شکسپیر!

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب اتللو


 کتاب برادران کارامازوف
 کتاب نوسترومو
 کتاب دن کیشوت
 کتاب میدل مارچ
 کتاب تریسترام شندی
 کتاب دکامرون