کتاب خشم و هیاهو

اثر ویلیام فاکنر از انتشارات نگاه - مترجم: بهمن شعله ور-برترین کتاب های تاریخ انجمن کتاب نروژ

صدا و خشم تراژدی خانواده کامپسون است، که شامل برخی از شخصیت های قابل توجه ترین یادداشت ها در ادبیات: کادی زیبا و سرکش؛ منچیلد بنجی؛ خالی از سکنه، Quentin روانپزشکی؛ جیسون، بدبینی وحشیانه؛ و Dilsey، خدمتکار سیاه آنها. زندگی آنها تقسیم شده و مشتق شده از تاریخ و میراث، صداهای شخصیت و اقدامات برای ایجاد آنچه که مسلما شاهکار فاکنر و یکی از بزرگترین رمان های قرن بیستم است.


خرید کتاب خشم و هیاهو
جستجوی کتاب خشم و هیاهو در گودریدز

معرفی کتاب خشم و هیاهو از نگاه کاربران
خشم و هیاهو هم ازون کتاب‌هایی‌ست که دبیرستان هدرش کرده بودم. با گروه کتاب‌خونی‌مون دوباره خوندمش (چقدر تو گروه کتابخونی بودن خوبه). همه پنجاه بار خونده‌ن و شنیده‌ن که تو روایت این کتاب از تکنیک جریان سیال ذهن استفاده شده (تو سه فصل از چهار فصل کتاب). با این حال روایت فصل‌ها خیلی فرق داشت و این شد که کنجکاوی کردم و یه‌کم خوندم که ببینم چه‌جوری فصل‌های انقدر متفاوت همه‌شون با یک تکنیک نوشته شده‌ن. خلاصه متوجه شدم که فصل یک و سه خیلی لایت و فصل دوم خیلی شور ازین تکنیک استفاده کرده‌ند. و دقیقا همین فصل دو خیلی خوب درنیومده. چون یه جاهایی انقدر تو یه جمله حرکت می‌زنه که متن از دست آدم می‌ره یا بعضی جاها خسته کننده می‌شه. پاره‌ای از حرکت‌هایی که می‌زنه هم از صفحه چهارم به پنج خیلی تکراری و قابل پیشبینی می‌شن؛ تکرار یه کلمه مهم از جمله و پایان جمله با اون به جای استفاده از فعل، گذاشتن کلمه یه جایی که هم با قبلش معنی بده هم با بعدش (تو انگلیسی کار راحتیه)، شروع جمله بعدی با آخر جملهٔ قبلی که فعلش حذف شده و ازین کارها. اینه که یه‌کم خوندنشو خسته کننده می‌کنه و آدم حس می‌کنه فاکنر تکلیفشو داشته انجام می‌داده. ولی کتاب جهان خیلی جالب و حساب‌شده و پیچیده‌ای داره و آدم رو با خودش به اون جهان می‌بره. شخصیت‌ها عمق دارند و می‌شه شناختشون. از چند زاویه اومده همون شخصیت‌هارو معرفی کرده و توضیح داده و گاف نداده. اینهاش خیلی خوبه. در کل هم کتابیه که باید خوند.
به نظرم اگه می‌خواین ترجمه‌شو بخونین کلا نخونین. کتابیه که خوندن ترجمه‌ش فایده نداره اصلا. هم به خاطر شیوهٔ روایتش که جوریه که ترجمه کردنی نیست، هم استفاده از گونه‌های زبانی مختلف توش.

مشاهده لینک اصلی
(view spoiler)[
قسمت اول داستان از زبان بنجی @سی ساله سه ساله@ای است که داستان را به سادگی و بریده بریده شرح می دهد. شگفت انگیزترین قسمت داستان برای من همین بود. نویسنده های خوب خودشان و همه آنچه را که از نزدیک لمس کرده باشند به شکلی می نویسند که ما هم با آنها تجربه کنیم، سوگ را، شکست را و عشق را. اما نویسنده نابغه کسی است که ندانسته و ندیده بنویسد. مثل فاکنر که از زبان یک معلول جسمی و ذهنی مینویسد و از نگاه بی نهایت ساده چنین آدمی عشق را توصیف میکند: کدی بوی درخت باران خورده را میداد.
(hide spoiler)]


فقط باید ایمان داشته باشید فاکنر خیلی باهوش تر از چیزی است که شما تصور دارید. حین خواندن چند صفحه اول خسته میشوید اما نگران نباشید. در این مرحله اگر خواننده کم طاقت و زودرنجی باشید توصیه میکنم توضیح کوتاهی راجع به شخصیت های داستان بخوانید. من یکی از همین خواننده های کم طاقتم که داستان های بی سر و ته عصبانی ام میکند اما در برابر این یکی مثل بچه کلاس اولی ای که مطمئن است جوابی وجود دارد با غر غر به خواندن صورت مساله ادامه دادم. مطمئن باشید نویسنده در صفحه آخر کتاب منتظر دیدن قیافه ذوق زده شماست. حوصله کنید و تماشا کنید چطور جادویتان میکند.


در صورت هم دردی با کم طاقتی بنده میتوانید توضیحات مربوط به شخصیت ها را در صفحه ویکی پدیای مربوطه بخوانید.

مشاهده لینک اصلی
گاهی اوقات من فکر می کنم که شاید زندگی ام را ترک کرده ام که کافی نیست که تمام کتابهایی را که بخواهم بخوانم و هنوز هم آن را در اینجا خواهم داشت. و من غمگینم امروز من اهمیتی نمی دهم پس از صدای و خشم من اعتقاد ندارم که کتاب دیگری است که من را بخواند. در صفحات اول احساس کردم قبل از یک اسب افتخار و غیر قابل تحسین بودم که همیشه مرا به زمین انداخت چه کسی سعی کرد او را بکشد؟ اما او ایستاده بود به من نگاه کرد، نگه داشتن من به عنوان اگر در طلسم؛ و دوباره و دوباره تلاش کرد تا زمانی که من را پذیرفت و به عنوان یک دنیا به تاریکی و درد رسید؛ به دنیایی که هیچ عشق وجود ندارد، هیچ امیدی وجود ندارد، تنها بی عدالتی، ترس، ناامیدی ... به دنیا - بنجی. دیوانه او صحبت نمی کند تنها صدای آن صدایی است که از ترس هستند: فریاد می زند گریه می کند ... لرز آتش است که مانند موی کاددی است. او دوست دارد به تماشای گلف بازان، زیرا او به نظر می رسد می گویند نام یکی از او را دوست دارد، کسی که او را دوست دارد: Caddy ... Caddy. @ او مانند درخت بویید @ ضعیف بنجی! - Quentin. هوشمند توسط Caddy عشق مصمم است. سایه ها آب و هوا؛ موقت بوی آب؛ عطر و بوی شیرین خوابیده است. بوی ماهجنبش همه آن ها غمگین ترین بود. ضعیف Quentin! \"\" جیسون. ببخشید Egosta، ​​قادر به عشق هر چیزی علاوه بر پول @ کسی که متولد فاحشه می میرد @ عوضی. ضعیف جیسون و جیسون. پدر. الکلی. سعی کنید خانواده را با هم حفظ کنید. آن را امتحان کنید، و کارولین. Mà £ e Egocentric و Hypochondriac. او فقط پسرش جیسون را دوست دارد. آه؟ و از کاددی دختر. خواهر Mà £ e عاشق معشوق متنفرم خواسته و کونتین. دختر. از دست رفته، در آغوش یک خانواده از دست رفته. و Dilsey. دوشیزه سیاه حمایت نهایی از یک خانواده در حال فروپاشی. من یک کتاب را به اندازه من عمیقا صدمه ندیدم. برای سه روز من با کامپس زندگی کردم و رنج می بردم. اغلب حتی غیر قابل تحمل فاکنر ما لطمه می زند پس زمینه و £ در سه مرد می دهد © کسانی که عشق به خواندن می توانید این انحراف عجیب و غریب به قبول درک و دوست دارند با افراد imaginária عذاب رنج می برند guas.Só. (Imaginária؟) - فقط چند می دانم که autêntica آرایشی dói خیلی متاسفم برای £ سدیم رسیدن به رشته با هم کلماتی را که انتقال به عدالت عظمت این کار!.

مشاهده لینک اصلی
البته من این را خوانده ام - اما چندین سال پیش بود! آیا آنچه که من از آن فکر کردم، با آنچه که من فکر می کنم اکنون مطابقت دارد؟ من خیلی مطمئن نیستم پس چگونه دیگران ستاره را برای کتابهایی که مدتها پیش خواندند، جایگزین کنند؟ من این کار را با قدرت خاطراتی که توسط این کتاب انجام شده انجام می دهم. یا من فقط این کتاب را اضافه نمی کنم. حافظه من گاهی اوقات ممکن است ناپایدار باشد. این را در اوت 2016 دوباره خواهم نوشت. آیا چهار ستاره را به دور دوم می آورم؟ من در اشک است من یک بررسی را با دقت توضیح دادم که چرا من فقط می توانم این دو سه ستاره را پس از آنکه دوباره آن را برگرداندم، بدهم. به هر حال همه چیز گم شد این اشتباه من است. من آن را به درستی ذخیره نکردم. من خودم خیلی ناراحت هستم **************** در اینجا می رود â € \"یک امتحان دوم! امیدوارم این بررسی به دیگران کمک کند. بین تکمیل این کتاب فاکنر و نوشتن بررسی دوم من یک کتاب دیگر - Autobiography خانم جین پیتمن خواندم. دیلسی در The Sound و Fury در مقایسه با خانم جین پیتمن در زندگینامه خانم جین پیتمن مقایسه شده است. این مقایسه خنده دار است در هر دو کتاب یک شخصیت قوی تحویل داده می شود و هر دوی آنها مذهبی هستند، اما در اینجا نتیجه مقایسه می شود. مهمتر از همه، دو کتاب کاملا متفاوت است. من فکر نمی کنم یک کتاب را از طریق مقایسه های نادرست به دیگری ارتقاء دهد. توانایی خلاقانه Fulkners و خطوط زیبایی توصیفی جایی نیست که در کتاب گینس یافت شود! زیر فقط یک مثال از خطوط است که من دوست داشتم. در اینجا یکی از توصیف دیلسی در سرویس شهروندی سیاه پوست در روز عید پاک (در آخرین روز در رمان) است: همانطور که روز قیامت به سر می برد، پنجره های شسته و رفته، درخشنده و خیره کننده در عقب روحانی ظاهر می شوند. یک ماشین در خارج از جاده عبور کرد، کار در شن و ماسه (و) درگذشت. دیلسی به آرامی نشسته و دستش را روی زانو بنجی نشسته است. دو اشک اسلحه هایش را در داخل و خارج از آثار بی نظیر انقراض و انزوای و زمان قرار داد. در این کتاب می توان فقر و نیاز بلک ها و آرامش را که توسط دین فراهم می شود را درک می کند. این خطوط به زیبایی ارتباط بین بنجی و دیلی را ایجاد می کنند. چه کسی بنجی در این روز عید پاک است؟ آیا شما این را دوست دارید؟ -نقشه های خورشید درختان بریده شده است .- یک پروانه ی زرد دیگری مانند یک تلنگر خورشید وجود داشت که شل شده بود. -سختگی ماهانه در گلو او مانند رنگ و صابون بود. -Caddy ذوب مانند درخت. اما مراقب باشید؛ بعضی از این خطوط به معنی خیلی بیشتر از شما مظنون هستند. فاکنر شخصیت ها را از طریق گفتگوها و جریان آگاهی به تصویر می کشد. حتی اگر خیلی از اهمیت آنچه را که خوانده ام از دست بدهم مطمئنا شخصیت هر شخصیت را جذب می کنم. جریان آگاهی تکنیک جدیدی در این زمان بود و ما امروز نتوانسته ایم از زمان استفاده از آن به عنوان اولین مورد استفاده شود. در این داستان فاکنر به رویدادهای چهار روز مختلف و چهار شخصیت متفاوت نگاه می کند. این ها چهار بخش جداگانه کتاب را تشکیل می دهند: اولین بنی کمپسون (جوان ترین پسر عقب مانده ذهنی) در 7 آوریل 1928، سپس کونتین کمپسون (برادر بزرگتر بنی) در 2 ژوئن 1910، بعد جیسون کمپتون (قدیمی ترین پسر) در تاریخ 6 آوریل 1928 و در نهایت دیلیس (خانه دار سیاه پوست) در تاریخ 8 آوریل 1928. سه اول از نقطه نظر اول شخص می گویند. آخرین کار سوم شخص نقطه نظر دشوار است. ما به حوادث زندگی یک خانواده از اعضای مختلف خانواده نگاه می کنیم. Dilsey بخشی از این خانواده است به عنوان یکی دیگر از دیگر. دیگران وجود دارد - Caddy (خواهر) و مادر و پدر. هر کدام در این خانواده دیگران را تحت تاثیر قرار می دهد، اما هیچ یک از آنها با همان چشم ها دیده نمی شود. چگونه ما قضاوت می کنیم که آنها چیست؟ چه کسی به ما گوش می دهد؟ فاکنر در طراحی داستان به این شیوه چه گفت؟ شاید او به معنای تأکید بر این نکته است که هیچ دو نفر عاطفی به یک رویداد به همان شیوه پاسخ نمی دهند. رابطه بین دو نفر در واقع دو روابط متفاوت است. پس چه چیزی در مورد این کتاب من را دوست نداشت؟ چه چیزی بزرگترین مشکل را به من داد و چرا در انتهای آن خیلی ناراحت شدم؟ فاکنر عمدا خواننده را مختل می کند. او این کار را با انتقام و هدف انجام می دهد. تغییرات زمان، تغییر نام و حتی انتخاب های عجیب و غریب از نام هایی که مجبور به اشتباه خواننده هستند وجود دارد. پس از اتمام این کتاب من به ویکی رفتم. چه کشف کردم من کاملا سرنخ ها را از دست دادم و برخی از وقایع را اشتباه درک کردم ؟! در اینجا آمده است که جهش در توالی های زمانی باید از طریق استفاده از کج نشانه ها یا متون کد رنگ تعیین شود. فاکنر علاوه بر ضمیمه ای افزود که در همه نشریات آینده قرار دارد. من به کتابهای ضبط شده روی نوار 2003 گوش دادم بدیهی است که هیچ کد نویسی و یا متون رنگی را نمی توان در یک کتاب صوتی قابل مشاهده کرد و هیچ افزایشی اضافی وجود نداشت! حداقل یادآور شدم که اغلب خوانندگان من را سردرگم می کند. هدف خوانندگان عمدا گیج کننده است؟ به هر دلیلی، من خیلی آزار دهنده بود. تا انتهای رمان من برای درک بهتر بودم. با وجود ناراحتی عظیم من که خیلی گیج شده بود، از نوشتن و نقاشی عمیق شخصیت قدردانی کردم. من همچنین باید فاکنر را تحسین کنم برای ساخت پیچیده رمان،

مشاهده لینک اصلی
نوشته شده و چهSes Ã-FKA @ ± ± ک zamandä بلندمدت ویندوز XP beklettiäÿ خواندن و یا bekletildiäÿ من در آثار من آمد در هر ± N. ± استفاده از کلمه در پایه نگه داشته، که آن را یک خواندن یا با بهره گیری از کار با olmamasä ± ± ± yor برای تخت مناسب است. این öNeml ± Romana در، البته، بیشتر öNce دست های من و خواندن threadsafe تیم ± ± ± ± AYMA aytam متر. با این حال ذهن آلن ماه ± ± ± iåÿleyiåÿ انباشته شده و tembelliäÿ LMA، çOk سخت üSlupl ± ± Ã§Ä خون رمان نشسته؛ یک نهاد کسب و کار، تجربه است. توجه داشته باشید دقیق، بدون دست دست زدن؛ خواننده، یک حادثه باستان شناسی، و یا شما را دعوت faulkner.ä ° ± صفحات بای از سطر اول، سر aytam کارا ± ± R ± از بای دانلود Ayee Yaraman خسته است. در حال حاضر، احساس بی گناهی عاشقانه وجود دارد. @ این خیلی زیاد نیست! اما خواننده قدیمی تر شروع به دریافت مقیاس ها در آینده می کند. مه زمان yavaåÿ yavaåÿ LA daäÿä ± ± ± yor برای و پایان kitabä sayfasä ± ± k㧠aã§ä چیزی که به توسط هر geliyor بررسی شود. کای ± SE ± ± انتقال و با @ SES-FK A @ آمریکایی KA ± rsalä او به داستان تراژدی خانواده کامپسون می گوید. اما این کار را با یک روش بسیار بی اهمیت، با بخش بسیار آگاهانه از آگاهی انجام می دهد. بیشتر öN توسط پروست، وولف، yazarlarä ± ± Z okumuåÿsanä مانند جویس، در حال حاضر توصیف این ã§eåÿitl معنی ± متر tekniäÿ از کاربر خود را mlarä ± ± ± ک N etmiåÿs تاناکا ± Kläden. من یک hayranä پروست ± olduäÿ büyük و خود را okuduäÿu هر iåÿtahl متن، ± faulknerä N ã¶rneäÿ خواندن از öN توسط ã¶nyargä ± yla iã§t که ویندوز ایکس پی به kã¼ã§ã¼msã¼y است، baåÿarä ± LA ± یک چیز برای بیش از یک نسخه bulacaäÿä ± خلاص من در خلق و خوی بودم اما فرسودگی سوزانده شد فاکنر bilinã§akä آیا ± ± ± از geã§irmiåÿ sã¼zgec نار و یک مقاله ادبی خود او تاناکا mlayacaäÿä ± ± متر، دوغ SRA ± ± ± تیم پرتاب یک امضای رمان. آن را از جای به ستوه آورده است به جای دیگر، ولی در نهایت تنها edebiyatä ± درجه N verebileceäÿ عطر و طعم tattä rmayä ± ± ± åÿ.compso BaÅŸaran یکی از قلم نوشتن کتاب را به خانواده آلن ã¶ykã¼sã¼ قسمت dã¶rt تیم ± ± NMA. Ä ° قسمت اول خانواده معلول ذهنی از aäÿzä تیم Benjy را ± N، یعنی اگزوز ± از AKAI ذهن او، در قسمت دوم کوئنتین evladä مرد ± N aäÿzä ± از برای سوم قسمت است جیسون ± aäÿzä kã¼ã§ã¼k پسرش است از؛ آخرین قسمت سیاه Dixie است که خدمات خانوادگی است. در یک، یک قسمت فاکنر koymayä رمان اضافی ± gã¶rmã¼åÿ مناسب، خوب است که همچنین gã¶rmã¼åÿ؛ چرا که در این قسمت از همه چیز از زمان به okuduäÿ به Deayea öNce و چسب sonrasä به عنوان هر نوسانی ± ± ± NA aytam ± R و SA ± با bã¼tã¼nã¼ تکمیل ضربه درک کای ° ± متر olmuåÿ.ä قسمت اول، Benjy سازمان ملل متحد قسمت توصیف شده بر روی زمین، سخت ترین قسمت کتاب است. در ابتدا او یک روح انسان است. با این حال، یک دوره از زمان پس از آن بود insanlarada ± N نام و هویت خود را kavradä ± پس از k olaylarä ± N SA ± ã§rayä ± ماه ± NA بعد از آلن ± aytam ± K، ذهن benjy (از جمله ± zamanlarä بسیار طولانی) یک yolculuäÿ به Ã§Ä ما KA ± Y ±. در توصیف این KA SA ± ± ± ± lacaklarä شبکه های محلی بیشتر توصیف یک نوع N ± ± نیز در saäÿlamasä بسیار مهم از olduäÿ. این بخشی است که در آن هر قطعه یک قطعه مخفی است. نویسنده نوشتن این bã¶lã¼mã¼، kitabä ± رئيس جمهور اول ± SA ± n در یایا ± نوع، هنگامی که SA ± ã§ramalarä ± نار ± بیشتر anlaåÿä ± LA ± R KA ± L به نام ± NA، zamanlarä ± عمومی ± تمایز ± در basmayä رنگ ± ± etmiåÿ پیشنهاد این masraflä iåÿle من این پیشنهاد را پذیرفته از olacaäÿä ± edilmemiåÿ فاکنر در paragraflarä ± ± na na به arasä gã¶rmã¼åÿ مناسبی برای وارد کردن پاراگراف ایتالیک. Ä ° Y در gã¶rmã¼åÿ از این قسمت anlaåÿä LA ± ± ± R L anlaåÿä arasä در ± N که در آن یک نازک و کج خط به کارگردانی çOk IAY زخم ± اگزوز باقی می ماند. öNeml در مورد این bã¶lã¼ml دوغ ± NTA ± به عنوان، ± sartheä N öN بیشتر سوال اول sorduäÿ در مورد این کتاب، به همین دلیل توصیف معلولیت ذهنی üY ± میلی آمپر ± نار ± N kitabä ± N baåÿlangä ± کای olduäÿ از ± . من می دانستم که بعد از اینکه این کتاب را تمام کردم. کتاب بر خلاف خانواده Compson، یا ± KA ± K است که چرا baåÿlä ± خسته، هر دو biã§imsel هر دو حس iã§eriksel، آنها را ± / bã¼tã¼n از doäÿr راه توضیح داد آلن ± yor.ä ° قسمت دوم بر ما معنای خود را، olaylarä در diäÿ قسمت ما از سال 1928 می گذرد و ما به 1910 سال می رویم. پسرش کوئنتین در خانواده بزرگ است که در اینجا و درک، ما آیا تاناکا ± ± ± ± میلی آمپر Z MLA است zorlandä sorgulamalarä ± NA åÿahit. فاکنر در اینجا به شرح زیر بر روی پاشنه از ذهن کوئنتین خلاصه ± ± ± آیا آیا درد ± ± ± NAR، ã§oäÿunlukl ناشی از استفاده از علائم نقطه گذاری koymuåÿ iåÿaret. این بخش فوری من به نام جنبش بود. او حتی بخشی از هرج و مرج را خواست. اما bilinã§akä ماه ± ± در این نقطه است تبدیل شدن به یک برنامه سیستماتیک تر و به طور منظم، خواندن درک آسان تر oluyor.ãœã§ã¼ncã¼ قسمت در نویسندگان کاملا کلاسیک آرتا K ± ± dã¶nã¼y کارشناسی ارشد و توصیف ã§ocuäÿ ã¼ã§ã¼ncã¼ خانواده ما شروع به گوش دادن به صدای جیسون می کنیم. در این مرحله caddynä رسمی ± meåÿr رفتن است Zäune ± ± که شامل KA کوئنتین ã¶ykã¼y به طور کامل ماه ± میلی آمپر ± ± ± yla و cevaplarä گاه به گاه ± Z ± N ã§oäÿ درک نمی به ulaåÿä نظر ما است. آخرین بخش مانند دیلر است، اما در واقع از دیدگاه نویسنده نوشته شده است. این نتیجه ماست. اگر با قسمت های اضافی، از اعضای خانواده آیا ± ± ± میلی آمپر Z öNce okumadä در سراسر کتاب و دوغ همراه sonralarä ± ± ± NTA نار لا ± ± عنوان ã¶äÿreniyoruz büyük من eleåÿt. kitabä ± N در هر بازدید کنندگان ± در یک نام، که چه کسی، چه است bã¶lã¼mã¼ می توانید بند ± MDA ± اما کتاب من پس از پایان این yapsaydä ± یک تصادف ادبی ± OLAYA ± نار ± N ã¶nã¼nã¼ خاموش کردن که تیم ± متوجه قرار داده است. این به این معنی ± zorluklarä در آن کتاب، به گفت tecrã¼be کامل است. چه کسی خواهد بود kitabä مورد علاقه ±Ses متر و A-FKA @، در حدود ± متر الا او nazlandä ± نگاه آیا ± متر خواهد در کتاب باشد، اما edebiyatä ± N هر اهرم برای وادار نار ± ± استفاده از آن را به عنوان یک سلاح، آن را مانند یک قطعه از هنر اجرا ...

مشاهده لینک اصلی
جفرسون، میسیسیپی 1910-1928. این یک داستان از یک وضعیت اقتصادی و اجتماعی آمریکایی است که کاهش و سقوط دارد. خانواده کامپسون پس از جنگ داخلی به شدت ثروتمند بودند، اما به دلیل مشروبات الکلی (آقای کامپسون)، هیپوخاندریا (خانم کارولین کمپسون)، خودکشی (پسر بزرگتر کونتین)، سرکوب (تنها Candace دختر یا کاددی)، حرص ( پسر دوم، جیسون) و فکری (جوان ترین پسر موری، بنجامین، بنجی)، خانواده از بین رفت و مرگ و جدایی بود. این کتاب سخت ترین کتابی است که تا کنون در سال جاری خواند. داستان در چهار فصل گفته شده است که هر فصل دارای راوی خود است و مرتب به ترتیب زمانی نیست. فصل 1 بنیگی 33 ساله عقب مانده، که در 7 آوریل سال 1928 سخن می گفت، عمدتا سبک روایت جریان آگاهانه را به کار می برد، زیرا او به سختی می توانست صحبت کند. روایت او نیز دشوار است به عنوان آن را به عنوان آن را از یک بار به دیگری و یک رویداد به دیگری بر اساس آنچه که در ذهن خود در حال اجرا است پرش. خوب است که نسخه من یک دست دوم و صاحب قبلی است که دقیقا زمانی را که تاریخ و عبارات و اصطلاحات در کجای آن قرار است اتفاق بیفتد، قرار می دهد. فصل دوم این است که 38 ساله / Quentin صحبت در 2 ژوئن 1910 زمانی که او قرار بود یک دانش آموز 20 ساله / دانشگاه هاروارد است. روایت او به عنوان ساده و آسان قابل فهم است حتی اگر آن را هنوز با فطرت از هوشیاری فلفل. اما وقتی که Caddy باردار شد، دیوانه شد و به خودکشی اش منجر شد. از آن زمان که او به خودکشی خود دیوانه شد، مجبور شدم خیلی خوبه بخوانم تا درک کنم که او به این نکته اشاره کرده است که گردن من باعث اسپاسم منجر شده به انباشت اسید لاکتیک می شود که منجر به سردرد، گردن خفیف، تاری دید و حساسیت شدید از گردن تا بازو. من دیالوگ همه نشانه های معمولی یک حمله قلبی داشتم، حتی برای دیدگاهم برای چک کردن رفتم به کلینیکا مانیلا، و پزشک متخصص پزشکی به من گفت که از خواندن زیاد جلوگیری کند. فصل 3 تنها روایت ساده خطی است و این است که پسر دوم و مادران مورد علاقه او، جیسون در جمعه خوبی، آوریل 8، 1928 یا روز بعد از بنیوز فصل 1، صحبت می کرد. جیسون آن کسی بود که بعد از فرار از خانواده، پس از خودکشی Quentin ، مرگ آقای کامپسون و عزیمت کاددی به یک شهر دیگر برای پیوستن به شوهر دومش، هربرت. فصل چهارم آن است که از دلیسی، ممکن است سیاه پوست از خانواده باشد. این تنها بخش است که در آن هیچ روایت اول شخص و تنها بخش وجود دارد که در آن هیچ @ insanity وجود ندارد @ به عنوان Dilsey نه تنها معقول است، اما ایمان او قوی است و او توسط ارزش های او اداره می شود. در مورد این کتاب، به ویژه در مورد سبک نوشتن، می خواهم چیزهای زیادی را بنویسم. این بسیار متمایز است و من چنین چیزی را دیده ام. این تیره تر است، بسیار تیره تر نسبت به مثال، یک صد سال تنهایی توسط گابریل گارسیا مارکز. استفاده از جریان هوشیاری بسیار موثر است. در حقیقت، حتی اگر روایتها هم تکه تکه و پیچیده باشند، هنوز هم می توانند این قطعات را با یکدیگر ترکیب کنند و طرح را درک کنند. ویلیام فاکنر واقعا نویسندهی درخشان است. برلیانسی که حتی نسل فعلی نویسنده نیز قابل مقایسه و بی نظیر است. صدای او واقعا واضح است و سبک او واقعا و برای همیشه خودش است.

مشاهده لینک اصلی
فاکنران: صدای و خشم داستان داستان مرگ یک خانواده را از دیدگاه سه تن از اعضای خانواده اش می گوید. همانطور که من شروع به خواندن این شاهکار فرض شده فاکنر کردم، من مشتاق شدم: خواندن چیزی از POV شخصیت با ذهنیت چالش برانگیز کاملا برای من بی سابقه بود. اما همانطور که در فصل دوم، با یک شخص عاقل صحبت کردم، با همان تحمل ناپسند، به شدت فکر کردم که همه چیز در این فصل جای دارد. اما من آن را حتی بیشتر مبهم و ناقص یافتم. سپس فصل سوم را خواندم که بسیار روشن بود اما دوباره ناقص بود و چهارمین هم همین بود. در کل من این کتاب را دو بار خواندم، که به طور پیوسته، برای از بین بردن معانی یا تفاوت های ظاهری که ممکن است در اولین خواندن من از دست رفته باشد. بعد از خواندن کتاب دو بار یادداشت های جرقه را می خوانم تا ببینم آیا چیزهایی را که از دست داده ام پیدا کرده ام. اما sparknotes با shrug گفت: من از دست رفته بسیاری از محتوا، به جز برخی از مواردی که حتی آنها هیچ نشانه ای از آنچه در مورد آنها بود. برای اینکه بسیار صادقانه با تمام احترام متقابل به برنده جایزه نوبل، احساس کردم رمان خیلی پیچیده است برای یک داستان داستان پیچیده پیچیده (آمده است: ما دیده ایم بهتر است)، که می توان گفت، با عمق بیشتر و سیالیت، به روش مستقیم به جلو. من دایانهای ادبی مانند داستایوفسکی و کافکا ایده های پیچیده خود را به شیوه ساده و روشن نوشته ام. قصد آنها این بود که افکار و قصد خود را برای همه در دسترس قرار دهند. این فصل در برادران کرامظوف به نام \"بازرس بزرگ\" وجود دارد که بخش عمده ای از نوشتن است که من تا به حال خوانده ام - چگونه بدون هیچ زحمتی و با فیض کامل، D ایده های خود را منتقل کرد؛ در واقع یک کل جهان از افکار در پروسه خود وجود دارد که نیازی به گفتن آن ساده تر از آن نیست. من درک می کنم اگر بخشی از نوشتن دشوار است فقط به خاطر اینکه محتوای آن عمیق و ذهنی مبهم است، ممکن است ما بی کفایتی یا ضعف قدرت درک که ممکن است محتوا را دشوار ساخته باشد؛ اما من نمی فهمم که چرا یک قطعه داستان نه چندان پیچیده باید عمدا به یک غیر قابل انکار و مبهم تبدیل شود، هدف آن فقط می تواند به عنوان ضرب و شتم در اطراف بوش تلقی شود. من این چنین عقیده سختی را پس از تمیز کردن ریشه ها از نقوش کلیدی رمان، مانند ریاضیات غریزی از تجربیات انسانی (که پوچ بودن تجربه انسانی است زیرا زندگی همیشه در مرگ است)، و دیدگاه های واقعی و متفاوتی از مردم همان خانواده، که ناامیدانه به سقوط افتاد. من نمی فهمم که چرا چنین رمان در این روش مبهم مبهم نوشته شده است که بر ناهماهنگی ها متمرکز شده است، که نویسنده به نوشتن این حماقت دیگر به زیبایی درگیر شده است. من هنوز نمیتوانم درک کنم چرا که اگرچه نویسنده در مورد کد افتخاری جنوب کونتین، پسر هاروارد، با اتهام به پدرش، ادعای پدرش مبنی بر ارتباط لجوجانه با او داشت، سرزنش ناخالصی Caddies را به عهده گرفت. دیدگاه اخلاقی؟ وقتی عهد نویسنده به طور عمیقی چیزها را پیچیده می کند، عادت را پیدا نمی کنم (آیا چیزی که بر روی ظلم و ستم محدود می شود؟)؛ من از روند کلی حمایت می کنم که اگر شما یک رمان دشواری را درک کرده یا بخوانید، می توانید 5 ستاره را نیز به عنوان شبیه به کار خود انجام دهید. اگر این رمان پازل بود، من آن را 100 در 100 داده بودم؛ اما متاسفانه این یک رمان است، که در آن، به نظر من عظمت، در نویسندگان قصد، دسترسی به نوشتار، عمیق افکار و اندیشه ها و البته ارزش انسانی اندازه گیری می شود. البته این زاویه ساخت و ساز وجود دارد: نویسنده در واقع ممکن است در کنار هم قرار دادن یک قطعه نگاشته شده از نوشتن به عنوان این. بنابراین با توجه به این همه، من این امتیاز را داده ام. با این حال، واکنش من قطعی نیست: هنوز احتمال بالایی وجود دارد که من نمی توانم عظمت آن را به علت بی کفایتی یا عدم پالایش من مشخص کنم. من نسخه هایی از \"من لای دای\" و \"ابسالم ابسالوم\" دارم، و من صمیمانه امیدوارم که بعد از خواندن این آثار، فاکنرها را دوست داشته باشم و از آن لذت ببرم. 2.5 ستاره در 5! -gautam

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب خشم و هیاهو


 کتاب نفوس مرده
 کتاب پسرها و عاشق ها
 کتاب برادران کارامازوف
 کتاب تربیت احساسات
 کتاب افسانه های تبای
 کتاب دن کیشوت