معرفی کتاب زوربای یونانی

اثر نیکوس کازانتزاکیس از انتشارات نگاه - مترجم: محمود مصاحب-برترین کتاب های تاریخ انجمن کتاب نروژ

این مبارزه بین زیبایی شناختی و عقلانی، زندگی درونی و زندگی ذهن است. رمان کلاسیک Zorba یونانی داستان دو مرد، دوستی باور نکردنی آنها و اهمیت زندگی به طور کامل است. زوربا، یک مرد کارگر یونانی، شخصیت بزرگتر از زندگی است، پر انرژی و غیر قابل پیش بینی است. او با رابرت نامعلوم به کرت به کار در معادن سنگ قبر راوی می پردازد و این جفت یک رابطه منحصر به فرد را ایجاد می کند. دو نفر نمی توانند بیشتر از هم جدا شوند: روایتگر مغزی، متوسط و محفوظ است؛ Zorba بی حد و حصر است، روحیه، و فراتر از قواعد تمایل. در طول سفر خود، او بزرگترین دوست و الهام بخش راوی می شود و به او کمک می کند تا از شادی زندگی لذت ببرید.


خرید کتاب زوربای یونانی
جستجوی کتاب زوربای یونانی در گودریدز

معرفی کتاب زوربای یونانی از نگاه کاربران
ای قادر متعال، درباره من چه کاری از دستت بر می‌آید؟ جز آنکه مرا بکشی؟ بسیار خوب؛ بکش! برای من هیچ اهمیتی ندارد. آنچه در دل داشتم گفته‌ام و برای رقصیدن فرصت پیدا کرده‌ام... دیگر به تو احتیاجی ندارم
@description@

دو روزی نیست که کتاب را تمام کرده ام
دلم برای زوربای دوس داشتنی تنگ شده
انسانی که مرا از زنجیرهای تعصب و عقاید پوچ رها کرد
و او را مسیح و آزادی بخش خود می دانم
او با سواد نیست و شک دارم سواد درست و حسابی هم داشته باشد
اما دنیا دیده است و حرفهایی می زند از جنس گفته های اپیکور و خیام و... همراه با طنزی گزنده
که ساعت ها تو را به فکر می اندازد
و اگر به زوربای وجودت ایمان داشته باشی
مطمئنا شجاعتش را پیدا خواهی کرد که دیوارهای خرافات را فرو بریزی
دقت کرده ای ارباب! هر چیز خوبی که در این دنیا هست اختراع شیطان است؟ زنان زیبا، بهار، خوک شیری کباب کرده، شراب وهمه این چیزها را شیطان درست کرده است و اما خدا کشیش و نماز و روزه و جوشانده بابونه و زنهای زشت را آفریده است

:زوربا و دم را غنیمت شمردن

زوربا جنون زندگی کردن داشت
و آن را مهمتر از هرچیزی می دانست
:منو یاد این شعر مولانا می انداخت
دور داشتم عقل دور اندیش را
زین پس دیوانه سازم خویش را


انگار قرار بود ثانیه ای بعد مرگش فرا برسد
و حتی لحظه ای را از دست نمی داد
او به موش کتابخور میگفت همه زیبایی انسان به جنونش است و از دست این کتاب ها خودت را خلاص کن و زندگی کن
وی لذت و خوشی را جرعه جرعه در کار و مستی و رقص و عشقبازی با یارش می نوشید
...در هر کدام که بود آن یکی ها را فراموش می کرد
در نگاه زوربا هر صبح با صبح دیروز فرق دارد و طلوع امروز خیره کننده تر و تولد تازه ای است؛ انگار نه انگار همان خورشید است که دیروز هم تابیده
راه نو و طرح‌های نو! من دیگر دست کشیده‌ام از اینکه از چیزی که دیروز گذشته است یاد کنم، یا درباره‌ی چیزی که فردا روی خواهد داد حرف بزنم. من فقط دم را غنیمت می‌شمارم و تنها در بند چیزی هستم که هم امروز و در همین لحظه روی می‌دهد. با خود می‌گویم: «در این لحظه به چه مشغولی، زوربا؟ – دارم کار می‌کنم- پس خوب کار بکن!- دراین دم سرگرم چه هستی، زوربا؟ دارم با زنی عشق‌بازی می‌کنم- پس خوب عشقبازی کن، زوربا! و در آن دم که به این کار مشغولی بقیه‌ی چیزها را فراموش کن. در دنیا به جز تو و او کسی وجود ندارد. یالا با او مشغول باش

این کتاب اشاراتی هم جنگ یونانیان و عثمانی دارد
هم از ظلم و جنایاتی که ترکان بر یونانیان روا داشته اند
و هم از روستایی کُردنشین می گوید که معلمی یونانی را به بدترین نحو شکنجه داده بودند
...این همه جنگ و خونریزی بسیار دردناک است
و یونانی ها برای بدست آوردن آزادی و بیرون راندن عثمانی ها از سرزمینشان چاره ای جز شمشیر و ریختن خون ندارند
:همانطور که نظامی از زبان اسکندر می گوید
که چندین خلایق درین داروگیر/ چرا کشت باید به شمشیر و تیر
گنه کر بریشان نهم نارواست / ور از خود خطا بینم این هم خطاست
فلک را سرنداختن شد سرشت / نشاید کشیدن سر از سرنوشت


:یونانی ها و کُردها

بالاخره یه زوربای کُرد پیدا کردم.ایشان اهل کردستان ترکیه است
هیچ جوانی در رقص به پایش نمی رسد
او بمانند زوربا گاهی از رقص فراتر می رود و انگار پرواز می کند
@description@

دانلود رقص شیخانی

بغیر از شباهت هایی که بین رقص و لباس یونانی ها و کردها هست، در این کتاب دیدم که یونانی ها عهم بمانند کُردها در مورد زنان غیرت نابجا و بیش از حدی دارند که باعث اسارت زنان شده است. با آنکه امروزه زنان آزادی های نسبی بدست آورده اند اما هنوز خیلی مانده بتوانند به اندازه‌ی مردان، آزاد باشند
@description@
شاید دید زوربا به زن کمی عجیب و تا حدودی هوسناک باشد ولی او هرچه باشد زن را دوست می دارد و برای دفاع از او(و نه بر ضد او) در برابر مردان غیرتی، خنجر بدست می گیرد

زن چیز دیگری ست. زن بشر نیست. پس چرا از او کینه به دل بگیرم؟ زن موجود غیر قابل درکی ست و تمام قوانین شرعی و عرفی درباره ی او به اشتباه قضاوت کرده اند
زن مثل یک چشمه خنک است آدم خم می شود عکس خود را در آن می بیند واز آن می نوشد و باز می نوشد تا استخوانهایش سبک می شود ....باورکن ارباب که زن مثل یک چشمه است


مشاهده لینک اصلی
Zorba the Greek, Nikos Kazantzakis, Νίκος Καζαντζάκης
تاریخ نخستین خوانش: ماه ژوئن سال 1980 میلادی
عنوان: زوربای یونانی؛ نویسنده: نیکوس کازانتزاکیس؛ مترجم: تیمور صفری؛ تهران، امیرکبیر، 1347، در 398 ص؛ چاپ دوم 1357؛ در 362 ص؛ چاپ دیگر: تهران، زرین قلم، 1379؛ در 362 ص؛ شابک: 9647026098؛ چاپ بعدی، جامی، علمی فرهنگی، 1383؛ در 398 ص؛ چاپ سوم امیر کبیر، 1394، در 407 ص؛ شابک: 9789640017890؛ موضوع: داستانهای نویسندگان یونانی قرن 20 م
عنوان: زوربای یونانی؛ نویسنده: نیکوس کازانتزاکیس؛ مترجم: محمود مصاحب؛ تهران، شبنم؛ 1357 ؛ در 458 ص؛ چاپ دوم 1361؛ چاپ دیگر: تهران، نگاه، 1357، چاپ دیگر: 1363؛ چاپ بعدی 1384؛ در 519 ص؛ چاپ دیگر: تهران، چکاوک؛ 1377؛ چاپ دیگر 1387: شابک: 9789648957150؛
عنوان: زوربای یونانی؛ نویسنده: نیکوس کازانتزاکیس؛ مترجم: محمد قاضی؛ 1357 ؛ در 438 ص؛ چاپ دیگر: تهران، خوارزمی، 1384؛ در 417 ص؛ شابک: 9644870424؛ چاپ دیگر: خوارزمی، 1389، در 438 ص؛ شابک: 9789644871184؛
مترجم: محمدصادق سبط الشیخ؛ تهران، تلاش، 1391، در 430 ص؛ شابک: 9786005791457؛
کتاب را تیمور صفری، محمود مصاحب و محمد قاضی ترجمه و انتشارات امیرکبیر، نگاه، جامی و خوارزمی آن را بارها منتشر نموده اند. نخست نواری نود دقیقه ای داشتم، از آهنگ فیلم که در نخستین سالهای دهه پنجاه قرن چهاردهم هجری شمسی خریده بودم، دیالوگها با صدای آنتونی کوئین بود، همراه با آهنگ، فیلم دوبله به فارسی را در سال 1358 هجری خورشیدی در سینما بلوار تهران دیدم، صحنه ها مرا به یاد دیالوگها انداخت، انگار در تاریکی از روی صندلی پرواز کردم، پس از آن بود که کتاب را نیز پیدا کردم و خاطره های آن نوار دوباره برایم زنده شد. ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
در زمان جنگ جهانی اول، حدود سال 1916، یک رویداد در بندر شلوغ پیرهس، یونان، کاملا معمولی، یک شانس ملاقات از دو کاملا متفاوت مردانه رخ داد. در یک کافی شاپ ملکی، الکسیس زوربا، 65 ساله، یک دهقانی یونانی که همه آن را دیده بود، همه چیز را تصور، خوب یا بد انجام داد، زنان زیادی را به قتل رساندند، برخی از مردان را به قتل رساندند، در داخل و خارج از جنگ، یک بی سر و صدا وحشیانه، همیشه به دنبال لذت بردن، سفر به هر کجا که قلب او میل، خوردن، نوشیدن، همه او می تواند دست خود را دریافت کنید. و یک کتابفروشی، فکری آرام، یک مهاجر با پول، نامشخص است، اما زوربا، او را @ Boss @ 35 می نامد، به دنبال چیزی معنی دار است، برای انجام در زندگی، من یک معدن سنگ قهوه ای (زغال سنگ قهوه ای)، در ابتدا جزیره کرت، در انتظار یک کشتی برای گرفتن او (به وضوح مبتنی بر نیکس Kazantzakis، و دوست خود، Giorgis Zorbas). این کار بسیار متقاعد کننده ای نیست، توسط الکسیس، کاریزماتیک، در سفر، علاوه بر این، رئیس، نیاز به کمک، یک معدنچی با تجربه و Zorba، یکی از مشاغل بی شماری بود که HES بود. کرت زیبا است، سواحل شنی، جذاب، زمین کوهستانی سفید، دره های بارانی، سبز، رودخانه ها و دریاچه های کوچک، اما جذاب، بسیاری از کلیساها، راهبان مقدس در صومعه ها، اما گمرک عقب مانده است. در روستا توسط معدن، مردم فقیر، بی تحصیل، تقریبا گرسنه وجود دارد، خوشحال می شوند که معدن دوباره باز شود، آنها به شدت نیاز به اشتغال دارند. زوربا زربا، به زودی یک زن فرانسوی باستانی، تنهایی و بیمار، مادام Hortense (که در آن از خارج از کشور متنفر است) است، که مالک و اجرا می شود، یک مهمان کوچک، در عشق، با همیشه شرمنده، بسیار متاهل، فقط یک بار به صورت قانونی ، هر چند، مرد، خانم ها را دوست دارد. مطمئنا روستاییان از او نفرت دارند، مزدور و مودب @ Widow @، که به طور مرتب بین زن و شوهر هستند، چشم انداز رئیس را برانگیخته، احساسات و هیجاناتش را احساس می کند. این معدن به سختی کار می شود و زوربا نیرومند است که فرمانده است و خستگی ناپذیر است و کارگران را به حفاری و یافتن زغال سنگ ارزشمند رانده می کند، اما پس از تلاش طولانی هیچ چیز نمی تواند حقایق را عوض کند؛ این یک شرکت غیر سودآور است ... شاید چوب درآمد داشته باشد . .. روستای تنگ، پنهان اسرار تاریک، خشونت آمیز، آرامش، تند و تیز، تنها کسانی که در داخل زندگی می کنند، آنها را می دانند. دلیل واقعی این کتاب هنوز خوانده شده است، و او به راحتی بر داستان غلبه دارد، زوربا پرشور است، به طور طبیعی، چنین مردی ... نه من آن را به عقب برمی گردانم، زوربا یک روح است، باد سرشار، نیروی غیر قابل کنترل، مشتاق جریان، مفهوم، نه واقعا انسان، چیزی است که دیده می شود، اما هرگز نمی تواند کاملا درک شود، هیچ قاعده ای اعمال می شود، این، یک موجود غیر منقول ظاهر می شود، انرژی به جایی که ضروری است، به ارمغان می آورد، سپس به طور ناگهانی از بین می رود ... تا بعد زمان ... و در نتیجه، به طور دائم در حال ...

مشاهده لینک اصلی
من Zorba یونانی را خوانده ام، در ابتدا با نام الکسیس زوربا، توسط نیکوس کازانتزاکیس به عنوان بخشی از چالش بنجون کلاسیک 2017 من خوانده ام. Zorba به عنوان رمان یونانی قرن بیستم که شناخته شده ترین مخاطبان آمریکایی است، زندگی دو دوست بعید به نظر می رسد که آنها تلاش می کنند تا یک امپراطوری معدنی را در کرت تشکیل دهند. بعدا یک فیلم با بازی آنتونی کوین Zorba یک رمان مشتاق است که جزئیات فرهنگ یونانی را به تصویر بکشد و همچنین عمیقا به روح دو مرد پیچیده تبدیل شود. راوی ما برای اولین بار با زوربا در میخانه در پیرهس ملاقات می کند. گرچه او در سراسر اروپا سفر کرده است و در حال رفتن به کرت برای شروع عملیات استخراج معدن در آن است، او توسط ملوانان به عنوان کرم کتاب شناخته شده است. در حالی که کارگران معدنچیان خود را تحت تأثیر قرار می دهند، راوی محتوی کتاب های دست نویس یا خواندن آموزه های بودا است. در نگاه اول آشکار شد که او به خوبی در راه های جهان آشنا نشدهاند، و، در میان اذیت کردن یاران خود، زوربا به نظر می رسد و اصرار بر هدایت تیم از کارگران معدن. دو قایق برای کرت، و هر دو ماجراجویی و دوستی عمیق آغاز می شود. در حالی که معدن مس معقولیت این کلاسیک یونانی است، این رمان به عنوان شخصیت Zorba به عنوان شخصیتی به نام روح خود را به روایت می برد. دو نفر در کنار ساحل ناهار را در کنار ساحل می گذرانند، و زربا شبانه غذا های ساده و خشن را از خورش ماهی، گوشت گوساله ها، نان و شراب می خورد. بیش از غذا، رقص، موسیقی و یک گیتار یونانی به نام سنتوری، زوربا دوست خود را به شیوه های جهان هدایت می کند. او چرخنده های فریبنده در مورد سفر خود را در سراسر اوراسیا و تلاش برای آوردن دوست خود را از کتاب ها و به جهان است. علاوه بر مروارید خرد زوربا، ما شخصیتهای این روستای کرتی را روبرو می کنیم و از شیوه زندگی آنها یاد می گیریم. غرور ملی در زمانیکه کرت یک کشور جداگانه از یونان بود بالا رفت و هر کشوری در مقدونیه همسایگی خود را بی اعتبار کرد. اگرچه حضور زوربا یک اتاق را پر می کند، روستائیان در ابتدا از او شک و تردید هستند زیرا او یونانی است و نه کریتیان. بنابراین، معدنچیان دور از روستا زندگی می کنند، آرام آرام برقرار ارتباط با بزرگان شهر، همه در حالی که سرپرستی یکدیگر با داستان سفر خود را. با وجودی که آهسته در حال حرکت بود، از یادگیری در مورد فرهنگ و آداب و رسوم یونان قرن بیستم لذت بردم. در اطراف یک تقویم ارتدوکس یونان، صومعه و کلیسا و همچنین اعتقادات قهرمانانه نقش مهمی در رمان بازی می کنند. ما با غذاهای سنتی، رقص و جشنواره هایی که ممکن است در خارج از مدیترانه شناخته شده نباشیم. زوربا، حتی اگر دنیوی باشد، هنوز هم ظاهرا یک فرد مذهبی است و رویاهای خود را با روح خود باز می کند. اگر چه او تلاش برای تسخیر هر زن با او روبرو از جمله شهر آژیر خانم Hortense، کسی که با او سهام یک رابطه خاص، زوربا کند کلیسا در جشنواره های مهم را از دست ندهید، و او یک زندگی از تناقض. علی رغم درمان های او و دیگران در مورد زنان، من این را به عنوان عادی زمان و مکان مشاهده کردم و اجازه دادم که در داستان های زربس به کار خود ادامه دهم. زوربا یونانی در فهرست Boklubben نروژ لیست کتاب کلاسیک را به دست آورد. غم انگیز و عجیب و غریب در زمان، داستان زیبا یک مرد است که بزرگتر از زندگی و دوران دوران است. راوی، که به نظر می رسد یک شخصیت داستانی بر اساس زندگی خود کازانتزاکیس، بافت داستان تند و تلخ از خود و ظرب با هم زندگی می کند آنها به عنوان تلاش برای تسخیر کرت. الکسیس زوربا به عنوان یک مرد بزرگتر از زندگی ظاهر شد و من به دوره دیگری که در آن زمان را کند می کند و حمل و نقل، و مردم به آرامی هم توسط strumming سنتوریاش در حالی که جرعه جرعه شراب و خوردن حلوا منتقل می کند. من کاملا از خواندن این کلاسیک یونانی لذت بردم و آنرا 5 ستاره پر از روشن و شاداب قرار دادم.

مشاهده لینک اصلی
این کتاب است بهترین کتاب برای من. من بهترین کتاب را برای همه ندارم. اما برای من، این اصل اصلی من، مرد اصلی من، mainsail من است. Kazantzakis کار نابغه خیره کننده انجام داده است. ساده. خنده دار. و درست مثل زوربا من برای اولین بار این کتاب را وقتی که لوسمی داشتم مطالعه می کردم و شیمی در معرض یک هفته جامع قرار گرفت - 24 ساعت در روز برای یک هفته و این کتاب من را سالم نگه داشت و قلب من خالص بود. آن را در مورد زندگی چطور یک نفر زندگی می کند چگونه می توان با نابودی آن برخورد کرد. تراژدی ها شکست ها آیا کسی در حاشیه زندگی ایستاده و هرگز پرش نمیکند؟ آیا ترس از ازدواج یا ترس از داشتن فرزندان دارید یا ترس از انجام فعالیت هایی را که می تواند نتواند انجام شود یا خیر؟ زوربا به ما می گوید چه باید بکنید و در نهایت، زمانی که همه ی خون آشام ها در اطراف ما می افتند، و تمام برنامه ها و طرح های ما برای هیچ چیز نیست، شما چه کار می کنید؟ رقص رقص به عنوان سخت و به عنوان وحشی به عنوان شما می توانید. تف را بخورید و بخورید و پاشنه پا را به خاک بسپارید. و همه چیز را بخند پوچ بودن از نگرانی و تعجب. شادی @ @ بودن و @ انجام @. این کتاب فلسفه و سفر به زمان است. وقتی دنیای مكانیكی و مادی در ذهن غربی ما چنین چیزی نداشت. وقتی همه چیز ساده بود اگر یک زن زیبا از شما می خواهد، به او می روید. شما به او می روید شما! برو پیشش! این توهین به زندگی است و خدایان نه. و فیلم را ببینید این واقعا یکی از چند فیلم است که دقیقا یک رمان را ضبط می کند. و آنتونی کوین به خاطر زوربا از طریق سنین یاد می شود. هنگامی که شما و من گرد و غبار هستند، کسانی که زندگی می کنند، هنوز هم تماشای او را رقص می کنند.

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب زوربای یونانی


#ادبیات اقتباسی - #ادبیات داستانی - #داستان فلسفی - #ادبیات کلاسیک - #دهه 1940 میلادی - #برترین کتاب های تاریخ انجمن کتاب نروژ - #ادبیات یونان -
#انتشارات نگاه - #نیکوس کازانتزاکیس - #محمود مصاحب
کتاب های مرتبط با - کتاب زوربای یونانی


 کتاب باباگوریو
 کتاب موسم هجرت به شمال
 کتاب سفرهای گالیور
 کتاب حکایت های محله ما
 کتاب ابشالوم، ابشالوم!
 کتاب پیرمرد و دریا