کتاب شاه لیر

اثر ویلیام شکسپیر از انتشارات دات - مترجم: محمود اعتمادزاده (به آذین)-برترین کتاب های تاریخ انجمن کتاب نروژ

فکر می‌کنی لطمه‌های این‌توفانِ ستیزه‌خو بر پوستِ‌مان اهمّیّتِ بسیار دارد؟ برای تو چنین است؛ ولی درجایی‌که دردِ بزرگ‌تری ریشه‌دَوانده، دردِ کوچک‌تر به‌زحمت احساس می‌شود. تو ازپیشِ یک‌خرس می‌گریزی، ولی درین‌گریز اگر پاهایت تو را به‌کامِ دریای خروشان بکشاند، به‌دهانِ خرس پناه می‌بری! جان‌که در آسایش باشد، تن زودرنج می‌شود. توفانی‌که درجانِ من است هرگونه‌احساسی‌را، جز آن‌یکی‌که بر قلبم ضربه می‌کوبد از اندام‌های حسّی‌ام سلب می‌کند. ناسپاسیِ فرزند! این آیا به‌آن نمی‌مانَد که دهانم دستم‌را که برای رساندنِ غذا به‌سویش می‌آید گاز بگیرد!؟ ولی من به‌سختی تنبیهِ‌شان خواهم‌کرد... نه، دیگر اشک‌نخواهم‌ریخت! در همچو شبی بیرونَ‌م کنند! ببار باران! تحمّل‌خواهم‌کرد... در همچو شبی مثلِ امشب! آخ! ریگان، گونریل! پدرِ پیرِ مهربانِ‌تان که با قلبی‌بخشنده همه‌چیزش‌را به‌شما داد... اوه! این‌یادآوری راه به دیوانگی می‌بَرد، باید ازآن پرهیزکرد؛ دیگر بس است!


خرید کتاب شاه لیر
جستجوی کتاب شاه لیر در گودریدز

معرفی کتاب شاه لیر از نگاه کاربران
King Lear, William Shakespeare
King Lear is a tragedy written by William Shakespeare. It depicts the gradual descent into madness of the title character, after he disposes of his kingdom giving bequests to two of his three daughters based on their flattery of him, bringing tragic consequences for all. Derived from the legend of Lear of Britain, a mythological Pre-Roman Celtic king.
عنوانها: شاه لیر، لیر شاه؛ نمایشنامه شاه لیر؛ الملک لیر؛ نویسنده: ویلیام شکسپیر؛ انتشاراتیها: (بنگاه ترجمه و نشر کتاب، علمی فرهنگی، ورجاوند، نشر مرکز، پارسه)؛ ادبیات انگلستان؛ تاریخ نخستین خوانش: سال 1973 میلادی و در سال 1995 میلادی
عنوان: لیر شاه؛ نویسنده: ویلیام شکسپیر؛ مترجم: جواد پیمان؛ تهران، بنگاه ترجمه و نشر، 1339، در 200 ص، چاپ دیگر: 1347؛ در 296 ص؛ چاپ دیگر: انتشارات علمی فرهنگی، 1373؛ چاپ دیگر 1375؛ شابک: 9644452518؛ چاپ ششم 1379؛ چاپ هفتم 1380؛ چاپ هشتم 1381؛ نهم 1382؛ دهم 1387؛ شابک: 9789644452512؛ یازدهم 1391؛ موضوع: نمایشنامه های نویسندگان انگلیسی - قرن 17 م
عنوان: نمایشنامه شاه لیر؛ نویسنده: ویلیام شکسپیر؛ مترجم: م.ا. به آذین؛ تهران، ورجاوند، 1382، در 144 ص، شابک: 9647656408؛
عنوان: الملک لیر؛ نویسنده: ویلیام شکسپیر؛ مترجم: محمد مصطفی بدری؛ کویت، وزارة الاعلام، 1355، در 222 ص، به زبان عربی؛ شابک: 9789642131631؛
عنوان: شاه لیر؛ نویسنده: ویلیام شکسپیر؛ بازنگری: اندرو متیوز؛ مترجم: مرجان رضائی؛ تهران، نشر مرکز، 1393، در 58 ص، شابک: 9789642131631؛
عنوان: لیر شاه؛ نویسنده: ویلیام شکسپیر؛ مترجم: میلاد میناکار؛ تهران، بنگاه ترجمه و نشر پارسه، 1394، در 240 ص، شابک: 9786002531919؛
عنوان: لیر شاه؛ نویسنده: ویلیام شکسپیر؛ مترجم: بیتا حسینی؛ تهران، انتشارات اسحق، 1394، در 64 ص، شابک: 9786008175170؛
لیر شاه، پادشاه کهنسال انگلستان، قلمرو خویش را به دو دختر ناسپاس و چاپلوس خود میبخشند، دختر کهترش را که از چرب زبانی و مداهنه پرهیز دارد، محروم میکنند، از آن پس، دو دختر چنان با پدر پیر خویش رفتار میکنند، که لیر دیوانه میشود. سر به بیابان میگذارد. این قسمت از نمایشنامه، پرتو درخشان نبوغ شکسپیر است. سرانجام لیر دیوانه، جسد بیجان دختر کهتر را، که به دست گماشتگان خواهرانش از پای درآمده، در آغوش میگیرد و از رنج زندگی رها میشود. ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
شاه لیر دردناک‌ترین تراژدی شکسپیر است. شکسپیر نمایشنامه‌ی شاه لیر را در سال ۱۶۰۶ می‌نویسد.
برادلی، شکسپیر شناس و ادیب بزرگ انگلیسی، در باره این سوگنمایش چنین می‌گوید: «شاه لیر همواره بعنوان بزرگترین اثر شکسپیر شناخته شده است. اثری که در آن مهمترین توانایی‌های درام نویسی شکسپیر شکوفا می‌شود. و اگر زمانی ما مجبور شویم تمامی نمایشنامه‌های شکسپیر را دور بریزیم و تنها یکی از آنها را نگاه داریم، اکثریت کسانی که شکسپیر را عمیقا@ می‌شناسند و عمیقا@ به او ارج می‌گذارند، شاه لیر را بعنوان بهترین نمایشنامه‌ی او برخواهند گزید».

مشاهده لینک اصلی
من چند بار لیر را خواندم و اگر چه در مورد بازی این خواندن زیاد نفهمیدم، کمی درباره ی خودم یاد گرفتم. من همیشه بازی را دوست داشتم، اما در گذشته من بی عدالتی را یافتم و بد بسیار نزدیک شدم، قربانیان خود را گمراه کننده و نومیدانه دیدم. در حال حاضر، در همه جا، فضیلت و فضیلت را می بینم: در صداقت سخنرانی صریح و عاشقانه لرد، در وفاداری کنت و گلستر، در عجب ادگار، تلاش می کند تا روح پدران خود را از طریق وراثت و، شاید مهم ترین، در راه لیر خود را در فهم و شفقت رشد می کند، حتی زمانی که او در غم و اندوه و جنون رشد می کند. بچه های بد نیز لحظات خود را دارند: احترام اسوالد به Goneril، Edmunds منزجر کننده اما ظاهرا قاطعانه تلاش برای نجات Cordelia و Lear زندگی می کند و - مورد علاقه من - تلاش قهرمان Barnwalls بنده برای دخالت در blinding Gloster توسط زخمی استاد شریری که او در تمام زندگی خود وفادار بوده است. به نظر می رسد که خوب، حتی در میان از دست دادن، پیروز می شود، و من دیگر احساس شرم را نمی کنم غلط املایی: من فقط به خاطر خداحافظی برای خیر و رحمت در برابر احترام قبل از رمز و راز زندگی خفه می شوم.

مشاهده لینک اصلی
اولین برخورد من با شکسپیر، کاملا از من پنهان شده است. همانطور که من از بزرگی بی نظیر مشهورترین نمایشنامه نویس در تمام دوران شنیده بودم، هرگز انتظار نداشتم که در زیر سرازیر شدن ناهماهنگی های طبیعت انسانی که در این فاجعه به تصویر کشیده شده است، غوطه ور شود. اگرچه نسخه Wordsworth ارزان من با سخنرانیها یا مقالات آکادمیک سخاوتمندانه نبود، جهانشمول هنر شکسپیر، در پلیپوتونهای متفاوتی، تصورات بازیگوش و تصاویر غم انگیز، بیش از تمام تلاشها برای طبقه بندی کارهای او بود. همیشه شگفت انگیز و مستعد تفسیر بی شماری است، شکسپیر غیرقابل تحمل باقی می ماند و خواننده فعلی را با سوالاتی درباره گذشته در مورد معنی زندگی می اندازد. معامله ی سوررئالیستی که شامل پادشاه قدیمی لییر مبادله زمین برای اعلامیه های عشق سه دخترش در صحنه آغازین است یک زنجیره ای از حوادث که ترکیبی متمایز از پوچی طنز آمیز، مخوف عجیب و غریب و خشم عمیق است که به اوج غم انگیز می افزاید. دوک Gloâ € ™ STER کور است، زمانی که چشم خود را بیشتر به وضوح ببینید، و توسط پسر زرق و برق دار، ماکیاولی ادموند، او Edgar فرزند مشروع خود را از توطئه متهم می کند. دو پدر در پاییز زندگی خود، خواهران و برادران خود را نادیده می گیرند، به طرز وحشیانه ای عمل می کنند و برای غرور خود به سختی می پردازند. یکی چشم خود را از دست می دهد، یکی دیگر از عقلانیت او است، اما هر دو بندگان وفادار که آنها را از طریق بیابان از بیماری ویرانگر که در آن آسمان به اشک در زیر طوفان شدید ریخته می شود را حفظ می کند. با ارجاعات مذهبی، اسطوره یونانی و چندین دایره غم انگیز، تنظیم و هدف داستان همچنان در مبهم بودن است، اگر چه منتقدان به نظر می رسد در بریتانیا قبل از مسیحی توافق دارند، در مورد هدف اخلاقی خود شک و تردید وجود دارد. اما آیا شکسپیر تأکید کرد که ایده یک نظم محرمانه، منفی است یا خیر. قدرت این بازی ها در پارادوکس های جاری که در تمامی شخصیت ها همگی با طبیعت انسانی در هم آمیخته است، برای همه آنها گرایش بی همتایانه ای به ظلم و ستم، حسادت و حرص و طمع دارد که با ظرفیت عظیمی برای بخشش، توبه و عشق محسوب می شود . چگونه عدالت الهی متناسب با اتفاقی بودن یک طبیعت بی رحم است که بی گناهان را بدون قصد ظاهری مجازات می کند؟ ما به خدایان مهاجرت می کنیم: ما آنها را برای ورزش خود می کشیم. »آیا مردی کور و خردمند احمق و یا سیج است که مخاطب را با روشنایی پراکنده روشن می کند؟« بگذار بمیرم دست! اجازه بدهید اول آن را پاک کنم؛ این بوی مرگ و میر است. هرچند که پاسخ Shakespeare واضح است. عشق چیزی است که ما را می کشد بدون عشق، بچه ها یتیم، عاشقان استریل و پادشاهان، گداها هستند. اما عاشق نمی شوم، بی تفاوتی یا غم و اندوه، زیرا انسان ها هستند اما حیوانات دزدیده شده در یک واقعیت ساختگی که در برابر واقعیت هایی که سعی دارند شنا کنند، از این جادوگر ویتوریول به نام وجود. اما اوه، لذت نور از نور در امید، از ستاره های هماهنگ، فضیلت غالب در تاریکی، زیرا با شکسپیر، همه چیز امکان پذیر است. \"به خوبی زندگی می کنند، و دعا، و آواز خواندن و قدیمی داستان، و خنده، پروانه طلایی، Edit، 13 اوت 2017: از مقاله هارولد بلوم:Lear، فراتر از ما در عظمت و اقتدار اساسی، هنوز هم یک شخصیت بسیار شگفت آور است، چرا که او نشانه ای از پدر بودن است. لئون با این حال اغراق آمیز از نظر هذلولی و بی حوصله، لئون همیشه عشق بیشتری را نسبت به او می تواند داشته باشد و بنابراین او به ندرت می تواند بدون عبور از حوزه های غیر قابل تشخیص صحبت می کند. @

مشاهده لینک اصلی
در زمان تغییر، استرس یا نگرانی کلی، من خودم را به طور مکرر نقل قول از شکسپیر می دانم. در این معنا چیزی را تسکین می دهد که او تمام آن خطوط فراموش نشدنی را بیش از 400 سال پیش نوشت و هنوز هم بسیار معنی می دهند - گاهی اوقات بیشتر از آخرین تولید ادبی. من می دانم که من در نوع خاصی از بحران هویت هستم وقتی که شاه لیر دوباره به ذهنم می آید و من کارهای متداول شکسپیر @ را به طور غیر عملی انجام می دهم و سعی می کنم لیر را پیدا کنم بدون اینکه به طور کامل شکستن ستون فقرات رنج می برم. می توانم به من بگویم که من هستم؟ این نقل قول من در سر من بود، و من آن را به سرعت به دنبال من نشانه پس از آن، اما البته، شکسپیر جادوگر است که او، او را من را به جهان خود را منزه و من خودم را پیدا می کنم قسمت های اصلی بازی کل. لزوما من نگرانی های روزمره من را فراموش نمی کنم، زیرا شکسپیر هیچ نویسنده ی فرقه ای نیست. در عوض، احساس می کنم نگرانی ها و افکار من یک زمینه گسترده تر و با شکوه تر به آنها داده می شود، زیرا می توان آنها را با استاد کلمات، توطئه ها، شخصیت ها، و همه چیز انسان مرتبط سازید. شکسپیر به من پاسخ نمی دهد، اما او سؤالات من را ارزیابی می کند. @ من یک مرد گناه دیگری نسبت به گناه @ هستم - چه کسی نمی خواهد حرف های معروف کینگ لیر را هر چند وقت یکبار بشنود؟ و ممکن است درست باشند اما آیا این واقعا گناه می کند؟ من عاشق دنیای مبهم شکسپیر هستم، و شاه لیر این همه را دارد. اکشن، درام، احساسات در مکان های اشتباه و درست، سیاست، و حس مشترک در شرایط غیر منتظره. طغیان طولانی در مردانی که ستارگان را به خاطر شرارت خویش سوگند می خورند یکی از مزایای من است. کینگ لییر همانطور که شکسپیر می تواند باشد! این است که فضای عالی در جهان است که، وقتی که ما در ثروت بیمار هستیم، اغلب رفتار غلط خود ما، - ما مجرمهای ما را خورشید، ماه و ستارگان را مجرم می بینیم، چون ما به ضرورت خائنان بودیم؛ احمق ها توسط اجبارانه؛ کلاغ ها، دزدان، و کارکنان، با غلبه کروی؛ مستمندان، دروغگويان و زناكاران، با اطاعت اجباری نفوذ ماهواره ای؛ و همه چیز که ما در آن شرور هستیم، با تحریک الهی: یک فرار از زندان قابل تحسین بر روی انسان، برای قرار دادن موقعیت خود را به اتهام ستاره.

مشاهده لینک اصلی
@ چه دشوارتر از یک دندان مارها این است که یک کودک ناراضی داشته باشیم ... خوب، شاه لیر، در روزهای جوانترش ترسید، دو نفر در بریتانیا بت پرستی، ساکنان خدایان متعدد، در آنجا، صدها سال قبل از تولد از مسیح، حاکم باستان، در دهه هشتاد، دیگر نمی تواند به خوبی به خوبی مدیریت کند، بدون استعفا، ذهن خود را به سرعت رو به زوال است، بدون پسران اما سه دختران اختصاص داده شده، او معتقد است، تصمیم می گیرد که پادشاهی را، به طور مساوی، بین آنها تقسیم، اما اول پادشاه بیوه، باید بشنود که دخترانش او را دوست دارند ... Goneril، قدیمی ترین، متاهل با ضعیف دوک از آلبانی، یک جنون، متوسط، حسادت، بدون اخلاق، زن، خواهر او ریگان، درست همانند بد، همسر دوک کورنوال، آنها ممکن است دوقلوها، عاطفی باشند، اما آنها تنها با اشتیاق یکدیگر را نفرت می دهند، زیرا شوهران می توانند عروسک های خود را در توطئه های بی پایان خود برای قدرت مطلق قرار دهند. Goneril و Regan، پادشاه آرامش دهنده با غرور غریزی از تحمل، Cordelia دوست داشتنی، جوانترین، متاهل اما دوست داشتنی بسیاری، می گوید او دوست دارد پدرش مانند یک دختر باید، اما گیج، مرد کاملا عصبانی، اشتباه تفسیر این سخنان خفیف، و او، لیر، فرزند خود را، بدون هیچ گونه سرزمین، برای پیشینیان قبلی، اما نه قبل از دادن Cordelia، به عنوان پادشاه سزاوار فرانسه، به عنوان عروس خود، تحسین می کند، او را تحسین اشراف خود را ... بدون تقدیر است. ارل کنت، به شدت (بزرگترین پشتیبان حاکم)، اعتراض می کند و او نیز گفته می شود که یک بار بریتانیا را ترک کند و یا اعدام شود، فقیر، مرد بی تکلف، تمام قدرت و مزایای فرزندان غیر قابل قبول خود را از دست داده است ... در حال حاضر طولانی تر، @ هر یک اینچ پادشاه @. کنت زندگی خود را با ماندن در انگلستان، مخفی کردن خود برای کمک به دوست نافرمان، لیر، تبدیل شدن به خادم وفادار خود، Caius، محافظت از گیج، شاهزاده دیوانه، از شر او، دختران رقیب، توهین های زیادی است (او لیر، پشیمانی خود هدایای بی معنی به آنها) ارل گلوستر، بسیار ارادتمند ارباب Gloucester، بسیار سرماخوردگی و جاه طلبی پسر، ادموند (که بیشتر از یک راه مناسب است)، احساس می کند که او شایستگی تمام افتخارات، ثروت و عناوین را دارد، که برادر بزرگترش، فضیلت اما عجیب و غریب ادگار، که به طور مرتب به نیمی از برادر، به ارث می برد، روزی، هیچ چیز زیر او، دروغ و فریب، دقیق تر، عشق به Goneril و Regan، مانور به جلو برای انجام خواسته های خود و اهداف تحقیرآمیز ، او می خواهد ... در زندگی واقعی هیچ پایان خوش، مردم زندگی می کنند، کارهای خوب یا بدی ندارند، و سپس می میرند، نسل بعدی این الگوی ابدی را تکرار می کند، تا زمانی که آخرین نوری از خورشید، برای آخرین بار درخشید و تاریکی بلعیدن جهان است. این بازی توسط شکسپیر، یکی از بهترین نوشته های تاریخی است، نشان می دهد که چرا نویسنده بیشترین نویسنده ای است که ایده هایش را بر روی کاغذ گذاشته است.

مشاهده لینک اصلی
به عنوان کسی که همیشه به دنبال کتاب های نویسندگان از سراسر جهان است و به دنبال سنگ های پنهان است، کتاب هایی که به عنوان کلاسیک تعریف شده اند، به ویژه توسط نویسندگان غربی، معمولا تغییراتی را ایجاد می کنند. با سه روز آفلاین و وقت زیادی برای خواندن، فکر کردم وقت آن رسیده است که یک بازی شکسپیر را بخوانم، از سال گذشته آن را خوانده ام. در مدرسه، دانش آموزان به طور کلی خواسته می شود یک سال یک شکسپیر را بخوانند، با این حال با پیش بینی های پیش بینی شده، من دو بار به خواندن بازرگانان ونیز پرداختم و مکبث و شاه لیر را هم ندیدم. در نهایت من در سال گذشته به خواندن مکبث رسیدم، زیرا کتاب معاصر علاقه من به آن را داشت. من به معنای خواندن Pulitzer برنده شدن هزاران Acres برای برخی از زمان حال است و از این انگیزه مشابه استفاده می شود تا در نهایت خوانده شود King Lear.Tomes در شکسپیر، زندگی، تئاتر، الهام گرفتن برای نمایشنامه های خود و خود بازی نوشته شده است. چیزی که من در مورد اطلاعات پس زمینه در مورد لیل جالب پیدا کردم این بود که در انتهای زندگی بارد ها نوشته شده بود و روی یک قهرمان سالم که با تبعیض سنی هم از خانواده اش و هم بیگانه ها مواجه شده بود، نوشته شده بود. من تعدادی از کتاب های سال جاری راجع به اینکه چقدر سن تنها یک عدد است را مطالعه کرده ام و این فقط به این دلیل است که یک پیرمرد به این معنا نیست که شخص ضعیف و یا کند است. متأسفانه، در مورد لیر، دخترانش او را به عنوان نزدیک مرگ میبینند و مشتاق هستند که به اوج خود برسند. شاید آنها رابطه خوبی با مادر بزرگ مرحومشان داشته باشند یا شاید آنها فقط حریص باشند، اما درمان کودکان لیرس از او نشان می دهد که من هیچ چیز از دیدن افراد سالخورده به عنوان نوزادان و مرگ نزدیک نیست. به عنوان یک نتیجه، بسیاری از منتقدان گفته اند که شکسپیر در مورد روند پیری نوشته است که لرد تراژدی ترین تراژدی او را به خطر انداخته است. در حالی که به عنوان بعضی از نمایشنامه های دیگر که من خوانده ام، به عنوان هیجان به من نیستم، من معتقد هستم که با منتقدان مورد مطالعه بیشتر موافقم. شاید من خودم را از این بازی لذت برده ام، همانطور که بازی های دیگر شکسپیر که من خوانده ام، زیرا من پیدا کردن یک شخصیت برای همدردی در همه. سه دختر Goneril، Regan و Cordelia برای کسب درآمد شخصی بودند، و دو نفر از سه نفر در زندگی لیر زندگی میکردند. در همین حال، Cordelia، معروف ترین لیر، او را محکوم کرد، تنها به تسلیم شدن به نقاشیها پایان داد وقتی که ظاهرا لیر در تقریبا زوال عقل مانند دولت بود و خود Cordelia ممکن است فراتر از خلع سلاح بدون در نظر گرفتن اهدافش باشد. گونیریل و رگن در عروسی عشق با ادموند دوک گلوستر مشغول به کار بودند و من گنرلز را به ویژه برای اینکه بدبخت بودم، پیدا کردم، همانطور که او در آن زمان به یک شوهر متعهد متاهل بود. آنچه که من در این شخصیت های جالب توجه دیدم این است که در نمایش های دیگر من متوجه شده ام که شکسپیر شخصیت های قوی زن را از Portia به لیدی مکبث، سلطه ی راستین نوشته است. حداقل Portia تا حدودی دوست داشتنی بود. خواهران اینجا رفتار بدی را انتخاب کردند که من را با اقداماتشان منحرف کردند. زبان شکسپیر که در پنج قرن به آن دسترسی پیدا کرده بود، در زبان کینگ لیر قابل دسترسی بود. پس از خواندن به همان اندازه که من انجام می دادم، خودم را متوجه نشدم که Folger در کنار یک فرهنگ لغت به همان اندازه که من در گذشته داشتم، تولید شده بود. این منبع فوق العاده است برای دانش آموز دبیرستانی که برای اولین بار خواندن بازی را بازی می کند، و من کتابخانه فولر را برای تولید نسخه های ستاره ای از تمام کارهای برادوس می خوانم. Lear and Edmunds soliloquies در حال حرکت بودند و شخصیت Lears Fool برای این نوشتار غم انگیز، کمدی را ارائه داد. علاوه بر تزریق، می خندد به این فرض غلط از یک محیط، افکار به وضوح از عنصر او در حوادث در این بازی ظاهر شد، و او را تنها شخصیت من تقریبا با همدردی. افسردگی او در مقایسه با لنز دمانس، در مقایسه با کور کور، منجر به نابینایی شده است و نشان می دهد که هر دو تسکین کمدی و تصویری از سالمندان از زمان زمان شکسپیر تغییر کرده است. کینگ لیر در واقع یک فاجعه برای سنین است. در حالی که من خوشحالم شگفت زده شده است که من شکسپیر زبان را به عنوان زمان در دسترس بیشتر در دسترس است، من علاقه مند به هیچ یک از شخصیت های این بازی علاقه مند نیست. شاید این تصویری از زنان بود یا شاید تصویری از افراد سالخورده، اما شاه لیر به اندازه کارهای دیگر شکسپیر حرکتی نکرد. به دلیل این مسائل در شکسپیر کار؛ با این حال، پادشاه لیر تا زمانی که نمایشنامه های دیگرش را داشته است، تحمل کرده است و به دلیل ثروت انتقادی موجود، مطمئنا بحث های پر جنب و جوش در گروه های دیگر ایجاد می کند. به عنوان تلاش من برای کشف سنگ های پنهان همیشه وجود دارد، ممکن است قبل از خواندن یکی دیگر از آثار شکسپیر، زمان زیادی باشد. در عین حال، من می توانم از براد برای تسلط بر زبان انگلیسی خود قدردانی کنم. 3.5 ستاره

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب شاه لیر


 کتاب ابشالوم، ابشالوم!
 کتاب باباگوریو
 کتاب پسرها و عاشق ها
 کتاب بلندی های بادگیر
 کتاب بیگانه
 کتاب موبی دیک