کتاب فاوست

اثر یوهان ولفگانگ فون گوته از انتشارات نیلوفر - مترجم: محمود اعتمادزاده (به آذین)-برترین کتاب های تاریخ انجمن کتاب نروژ


فست فود عروسی خانم "دکتر فاستوس" asare "کریستوفر مارلو"
eghtebas shode آستانه


خرید کتاب فاوست
جستجوی کتاب فاوست در گودریدز

معرفی کتاب فاوست از نگاه کاربران
چگونه روح خود را به شیطان بفروشیم؟
آموزش گام به گام

گام نخست:
نومیدی محض
این مرحله به خودی خود ضروری نیست، و شیطان هر لحظه حاضر به معامله با شماست. یعنی از طرف شیطان همه چیز مهیاست، مشکل از طرف شماست. این شمایید که در حال عادی حاضر نیستید با شیطان معامله کنید و نیازمند نومیدی محض هستید تا وجدانتان را دور بیندازید. اما اگر حس می کنید از این جهت مشکلی ندارید، هم اکنون اقدام کنید.

گام دوم:
احضار شیطان
از آن جایی که شیطان علاقه ی زیادی به خرید روح شما دارد، این بخش نیاز به زحمت چندانی ندارد. شنیده ها حاکی از آن است که او به شکل سگ ولگرد سیاهرنگی وارد خانه ی شما می شود و بعد، در میان دود و آتش، تبدیل به شیطان خواهد گشت. البته بعضی گزارش ها نشان می دهد که این احضار نیاز به آشنایی مختصری با جادو دارد، یا حداقل بر زبان آوردن این جمله که: «حاضرم روحم را به شیطان بفروشم و در عوض فلان چیز را داشته باشم.»

گام سوم:
قرارداد
مهم ترین بخش کار همین جاست. باید با دقت تعیین کنید چه می خواهید بفروشید و چه می خواهید بخرید، با چه شرایطی. مثلاً وقتی شما می خواهید به هوس ها و لذت های بی شمار برسید، معنا ندارد که در قرارداد قید کنید: «هر گاه از فرط لذت خواستم لحظه ای تا ابد باقی بماند، همان لحظه جان مرا بگیر.»
همچنین تحقیق کنید محدوده ی قدرت شیطان چقدر است و آیا حقیقتاً می تواند خواسته های شما را برآورد؟ در این باب به تجربه ثابت شده که شیطانی که خود را «مفیستوفلس» می نامد، چندان قدرتی ندارد و چه بسا شما را مجبور کند خودتان سفر مشقت آمیزی به وادی ارواح کنید تا فلان آرزوی خود را برآورده کنید. از طرفی شیطانی که خود را «ولند» می نامد، دارای قدرت های نامحدودی است، ولی بیشتر قدرت هایش مبتنی بر شعبده و چشم بندی است، و واقعیت جوهری ندارد. در این میان، شیطان موسوم به «سباستین میکائیلیس» عموماً پیشنهاد شده است.
معمولاً شیطان به این شکل با شما قرارداد می بندد: «من در این جهان خادم تو خواهم بود، و تو در دوزخ به من خدمت خواهی کرد.»
در نهایت قرارداد را با قطره ای از خون خود امضا کنید.

گام چهارم:
لذت بردن از آرزوها
نیازی به توضیح این مرحله نیست، خودتان می دانید چه باید بکنید!

گام پنجم:
تقلب کردن
بعد از آن که به تمام امیال و هوس هایتان رسیدید، قرارداد را دور بزنید و به بهشت بروید. این کار نیازمند ظرافت زیادی است، اما از طرفی چون طرف الهی دارای قدرت زیادی است، همیشه موفقیت آمیز است و شیطان نمی تواند مانعی ایجاد کند یا به دادگاه صالحی شکایت کند، تنها دادگاه موجود دادگاه الهی است که قطعاً علیه شیطان حکم خواهد کرد.
مثلاً اگر شرط کرده اید: «هر لحظه ای که لذت بردم، همان لحظه جانم را بگیر»، جوری شرایط را ترتیب دهید که از عشق به همنوع لذت واقعی ببرید، و به این ترتیب وقتی مردید، فرشتگان مانع انتقال شما به دوزخ شوند و روح شما را با خود به بهشت ببرند.

مشاهده لینک اصلی
Faust, Johann Wolfgang von Goethe
عنوانها: فاوست؛ تراژدی فاوست و زندگینامه یوهان ولفگانگ فن گوته؛ نویسنده: گوته؛ تاریخ نخستین خوانش: یازدهم ماه آوریل سال 1991 میلادی؛ بار دیگر سال 2003 میلادی
اصل این اثر، دو بار و هر دو بار از فرانسه به فارسی ترجمه شده است. یک بار «اسدالله مبشری، تهران، آگاه، 1363» و بعدها «م. به آذین» که مورد اخیر توسط «انتشارات نیلوفر» به چاپ رسیده است
قسمت اول با مقدمه‌ ای در باب بهشت آغاز می‌شود. خداوند بنا به خواهش شیطان به او اجازه می‌دهد، تا درستی و راستی فاوست، خدمتگزار خدا را آزمایش نماید. مفیستوفلس با فاوست سالخورده معامله‌ ای می‌کند. اگر فاوست برای یک لحظه با این معامله موافقت کند، روح از تنش پرواز خواهد کرد. فاوست دوباره جوان می‌شود و با مفیستوفلس به مسافرت می‌پردازد، تا از تمام لذایذ زمینی برخوردار گردد. در زمین عاشق دختر ساده‌ ای به نام مارگارت می‌شود سپس به او خیانت می‌کند، و باعث سقوط و مرگ او می‌گردد. مفیستوفلس گمان می‌کند که روح مارگارت را اسیر خواهد کرد، ولی صفای عشق او نسبت به فاوست، و امتناع او از نجات یافتن از چنگال مرگ، سبب نجاتش می‌شود. قسمت نخست نمایش به پایان می‌رسد ولی فاوست هنوز در دنیای شهوات و هوس‌ها، آن لحظه ی پرشکوه هستی را که در آرزوی به چنگ آوردنش می‌باشد، نیافته است
در قسمت دوم فاوست، که مربوط به زندگی عادی و زیبایی طبیعی است، شعر فلسفی ژرفی سروده شده، که شباهت کمتری به قسمت نخست دارد. فاوست در این قست همه ی تواناییهای دنیوی و معنوی را می‌آزماید، و هنوز آن لحظه‌ ای را که مشتاقانه در جستجویش است، حتی در عشق هلن تروا نیز نمی‌یابد. مفیستوفلس تقریباً از انجام معامله اش نومید شده است. سرانجام فاوست خسته و سیر از گشت و گذار دوباره مرد سالخورده‌ ای می‌شود؛ و علاقمند می‌گردد که اراضی دریا را دوباره آباد کند. این نقشه در نظر او کار کوچکی می‌نماید، و حال آنکه فواید بیشماری برای تعداد بسیاری از مردمان دربردارد. در اینجا فاوست با تعجب می‌بیند که این کار غیر جالب و اجتماعی، خوشحالی عمیق و حقیقی را به او ارزانی داشته است. این انگیزه چنان شریف است که مفیستوفلس عاقبت از به چنگ آوردن روح فاوست، همانند روح مارگارت بیچاره در قسمت نخست داستان، محروم می‌شود
آغاز نقل از متن: در آغاز کلمه بود؟... نه! روح بود؟... نه... در آغاز عمل بود!... پایان نقل از متن
ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
Si دروغ همیشه می توانید رسیدن به چنین modoque خوشحال می شود خودم، اگر با لذت می ± آرمه تقلب، ¡que است که برای من آخرین روز! ¡Tal شرط من پیشنهاد شده است.When یک بار خوانده شده کلاسیک کالیبره فلسفی ادبی که @ @ Faust دارد، او از دست اول می داند که باید تمام حس هایش را به خوبی بشنود. همانطور که با دان Quijote، لا از Divina کمدی، این Decamerón، بهشت ​​گمشده یا یونانی و کلاسیک لاتین، IlÃada، اودیسه و پزشکی ادامه دهد، غلظت باید máxima.Son عناصر بسیاری است که این فاجعه به یاد ماندنی نوشته شده را تشکیل می دهند گوته، غنای شاعرانه اش و گفتگوهای فراوان، چنان کامل و شدید است که آن را غرق می کند، اما با زیبایی. فاوست ideó یوهان ولفگانگ فون گوته داستان از یک افسانه قدیمی که قدمت آن به سال 1549 و یا ± adaptó را به میل خود شروع به نوشتن وقتی که من کمی بیشتر از بیست و پنج سال ± سیستم عامل بود، تقریبا به پایان © Ndola در پایان عمر خود، مرگ او آینده 83 سال ± compenetrado os.Tan با بارداری از کار است که دو بخش از فاوست و سنین شخصیت با زمانی که publicó همزمان بود. این مرحله سخت و دشوار بود، مجاز به چیزهای دیگر (آثار کامل گوته تغذیه فراوان و تشکیل جلد قطور نوشته شود، از استاد بزرگ آلمانی آلمانی یک نویسنده بسیار پرکاری بود، و همچنین © N با بالزاک اتفاق می افتد، داستایوفسکی، دیکنز و یا تولستوی، فقط به نام چند) .Yendo به کتاب این انعکاس به من می آید: ¡Y فکر می کنم که هر آنچه را که اتفاق می افتد در فاوست است در پی یک شرط بندی بین Mefistófeles و خدا! در حال حاضر در @ Prologue در آسمان @، در ابتدای کتاب، تاس ریخته می شود. در نقطه مقابل تند، خدا و Mefistófeles یکدیگر تست شده و این دومی طول می کشد فاوست، مردی که یک معلم، دانشمند، کیمیاگر و بسیاری از چیزهای دیگر برای اثبات quia © N gana.Prontamente Mefistófeles است به فاستو ارائه تبدیل به یک سگ بزرگ سیاه و سفید و پس از چند صفحه بیشتر Fausto با خون خود را بسته بندی شده برای دستیابی به حکمت، جوانان و زیبایی جهانی مهر و موم شده است. همه چیز مجاز خواهد بود، اما البته هزینه های خاصی باید پرداخت شود. لذت و درد فاستو entrecruzarán به انجام یک گردباد از شرایط و صحنه های به یاد ماندنی، یا در بخش اول در Auberbach میخانه معروف، در کابینه خود را دارد، در خیابان، درNoche معروف Walpurgis @ à © پیکا افسانه که در آن جادوگران، warlocks و شیاطین در کوه Blocksberg، که فاوست یک تماشاگر ممتاز و چند صحنه از © است جمع آوری، enamorará از یک دختر زیبا، بسیار جوانتر از ترین à © L، به نام Margareten یا گرچن و در بسیاری از نقاط más.Seguramente، فاوست باید نویسنده روسی MijaÃl Bulgákov، که برای کارشناسی ارشد رمان خود و مارگاریتا @The، طول می کشد به همین نام تحت تاثیر قرار داده، نیز حل و فصل © n در یک توطئه است که همچنین شامل © N شیطان در آن کتاب Voland.Mefistófeles به نام به شما طعم را، اما همیشه با راحتی از دانستن است که روح فاوست را در قدرت خود است. همه این وقایع تا پایان بخش اول کار رخ می دهد که متشکل از یک اثر واحد است که به چند صحنه تقسیم شده است. desengaà فاستو ± یا بزرگتر خواهد بود، اما deberá قبول قواعد بازی است که Mefistófeles پیشنهاد و هشدار داد:No من آن بود که تمایل شما کراوات، Tú خود در شبکه کاهش یافته است. ¡Retenga شیطان است که cazará نیست!، که به زودی به بار دوم. @ یکی از جزئیات است که این اثر، گفتگو امکان پذیر است که بود آن را انجام هرگز به دلیل آن عکس های فوری تحولات رخ می دهد، تغییرات مکان شخصیت ها، معراج، ناپدید شدن، پرواز، دگردیسی از اشیاء و شخصیت ها و اثرات بسیاری که غیر ممکن است برای نشان در یک تئاتر است. شاید آن را مفید آن را به سینما شده است (به اعتقاد من باید فیلم مورد آن وجود داشته باشد)، اما برای بازیگران بر روی صحنه، نمایندگی بسیار دشوار است به انجام. در واقع، در خود à © کوچک نمی تواند نشان داده شود، به طوری که گوته برای خواندن معابر مختلف کتاب، با توجه به سخنرانی هم به نظر من presentara.A، ستاره از کتاب Mefistófeles، یک شخصیت کلیدی است من در کتاب های بسیاری پیدا کرده اند، قادر به پیچ و تاب و نه تنها از فاوست، بلکه © نفر از پادشاهان، اسقف ها، امپراتوران، سربازان، ژنرال، در نهایت، تمام انواع از مردم، از کلاس های بیشتری پایین تر (کس حکم او آن را می گوید:The مردم هرگز حضور شیطان به کارگردانی، حتی زمانی که آن را برداشت کرده است قفا @) به مردان poderosos.Mefistófeles بیشتر همه چیز شما می توانید هشدار می دهد (نوار با بعد از همه این شیطان است! ) و حمله براق می دهد به همه صحنه ارائه شده برای deleite.La بخش دوم فاوست، که به پنج پرده به خوبی مشخص شده تقسیم می شوند، که در این اولین بار بیشتر سازگار مانند و داشتن یک ساختار تاریخچه کمی روشن تر است. بله من باید اعتراف کنم که من بخش کوچکی بودم که در آن بخش ...

مشاهده لینک اصلی
دانش آموز: سلام استاد، من می توانم از یک دست استفاده کنم، من فقط یک بازی را که نمی دانستم، بخوانم. پروفسور: و این بازی چیست، دعا کنید؟ دانش آموز: فاست، کسی که روز دیگری را تعیین می کنید. من فقط می توانم من ذهنم را در اطراف آن قرار داده ام؛ من آن را به دقت بخوانم، اما من مخفی شده ام. پروفسور: من، افسوس، فلسفه، ادبیات، تاریخ و شعر را مطالعه کرده ام. من تا به حال برخی از زمان هایی را که می توانم کنار بگذارم؛ بهتر است راهنمای شما باشد. دانش آموز: خدایا، ممنون بنابراین، کجا باید شروع کنم؟ من در بخش قابل ملاحظه ای فکر می کنم: زبان، به طرز عجیبی متفاوت بود؛ هر دو در سبک و کیفیت، بسیار متفاوت بود. لحظه ای، رمانتیک و شاعرانه بود؛ لحظه های دیگر شتابزده و فریبنده بود. متناوب با بالافالوتین؛ در بعضی اوقات عظیم، در دیگران Lilliputian.Professor: شاید ترجمه وحشتناک است؟ دانش آموز: در واقع، من خواندن اصل آلمانی. پروفسور: آه، من می بینم؛ لطفا ادامه دهید. دانش آموز: امیدوارم به شما اعتماد نکنید، اما من فکر نکردم که این نمایشنامه فاقد باشد؛ هرچند فاوست تمام این حرف ها را بر روی روح شکنجه شده اش، روح خسته و مبهم اش، متوجه شد که اعمالش کاملا ناهموار است. او به طور متناوب جهان و جهان را می فهمد \"برای چه؟ آنچه که او میخواهد یاد بگیرد، هرچند که ظاهرا پر از تمام این معماها است، من او را کمی سطحی دیدم. به طور خلاصه، سخت است که به سرنوشت او احتیاج داشته باشم؛ وقتی همه کارها را انجام می دهد، ناله می کند و کار می کند. پروفسور: در مورد Mephistopheles دانش آموز: با او، من تا حدودی بیشتر خوشحال بود. او حداقل کمی ادویه دارد، او شیطانی نسبتا خوب است. پروفسور: و چگونه شما را دوست داشتم طرح؟ دانش آموز: که در واقع من perplexed زیادی. برای یک، ITA این یک فاجعه نیست، از آنجایی که بازی با خوشحالی به پایان می رسد، و چه چیزی با شب Walpurgis Night بود؟ بله، سرگرم کننده بود، اما به نظر نمی رسید که این عمل را به شدت متوقف کند، بنابراین بی معنی و غم انگیز است. بعضی منتقدین این صحنه را تحسین می کنند، \"آنها می گویند، اما من می گویم\" نه، نه! \"و چه با ولنتاین بود؟ او فقط برای یک صحنه در می آید، و اگر من مختصر است، او ضربه زد من به عنوان یک دستگاه طرح. صادقانه بگویم، از آنچه که من انتخاب کردم، نمیتوانم بفهمم چرا اینقدر محترم است. همه چیز خوب بود، اما من آن را عجیب و غریب می دانم که گوته با لرزش در مقایسه است Spear.Professor: من می توانم وضعیت سخت را درک کنید، آن را سخت می دانم که از کجا شروع کنید. یک شخص لغزنده است؛ خواندن او مانند شبیه سازی jello است. او لمس mercurial بود؛ اغلب درخشان، گاهی اوقات خسته کننده از آن جا بود که از بین رفت و از طریق آن چیزی نبود که او نمی خواست انجام دهد، یا حداقل امتحان کنید؛ است که بخشی از آن است که چرا زبان از پایین به بالا بالا می رود. دانش آموز: مطمئنا او ناهمگونی بود؛ اما چرا فکر می کنید او یک نبوغ است؟ پروفسور: به نوعی او مانند فاست بود؛ او همه را مطالعه کرد و همه را رد کرد. همه ی ایده های اندیشه؛ و گسل هایی را در هر چیزی که به دنبالش بود پیدا کرد. او بی اعتمادی به درستی است. چرا این بازی چنین فریب است؟ اگر واقعیت در حال نزاع باشد، نباید بازی او باشد؟ دانش آموز: این به من فقط بهانه ای است. پروفسور: هر کس به دیدگاه هایشان احترام می گذارد. اما گوته را پیچیده می داند؛ در آن هیچ عرفانی وجود ندارد. در رد دلیل، او را به خرافات تبدیل نمی کند، بلکه به یاد می آورد که ذهن خود را در همه جهات گسترش دهد؛ از طریق انعکاس، برای فراتر رفتن از تمام دیدگاه های دنیوی، در حالی که باقی مانده درشت و دنیوی، بیش از حد است. عقل او بالا می رود و رفته زیر؛ این هر دو ارزان و تله، و آن glowsAnd رشد می کند، گسترش همیشه و anonâ € \"در اینجا یک لحظه، در دیگری ، رفته است. در کوتاه مدت، یک مرد جهانی بود؛ آسان به تحسین، سخت به تو دانش آموز: دانشآموز: پس او Faust یا Mephisto بود؟ پروفسور: او هر دو بود، هر دو. (مشاهده اسپویلر) [من به شدت توصیه Kaufmanns نسخه. این اصلی آلمانی است، و ترجمه خوب آن (که من اغلب مجبور به نوبه خود برای کمک) در صفحات روبرو. به علاوه، او شامل مقدمه ای است که به خوبی نوشته شده است، اگر کمی عجیب باشد. (پنهان کردن اسپویلر)]

مشاهده لینک اصلی
نام من اوزیمندیاس، پادشاه پادشاهان است: نگاهی به آثار من، شما توانا و ناامید! -Percy Bysshe Shelley، OzymandiasWer immer streigent sich bemóht، Den können wir erlösen. (@ که هرگز با تمام قدرتش در تلاش است ، ما مجاز به صرفه جویی هستیم. @) - یوهان ولفگانگ فون گوته، فاست\nدر فاوست، نام بازی اشتیاق دارد. اشتیاق برای یادگیری، اشتیاق به عشق، اشتیاق به زندگی در تمام اشکال و عناصر آن. محرومیت از اشتیاق به دلیل آهسته شدن حقایق و ارقام و ریاکاری، رضایت از ارث، فراهم کردن میانبرها بدون دادن تجربه لازم برای تلاش واقعی و بیش از حد است. هنگامی که جهان در حال پوسیدگی است، چه چیزی برای شور و شوق برای تلاش وجود دارد؟ اما تا آن زمان، چه چیزی را برای رسیدن به آن جهان انجام می دهید؟ آن تعادل تقریبا غیرممکن است، مخصوصا زمانی که بقیه جهان در شیب کامل پرتاب می شود . شور و شوق تقسیم می شود و هنگامی که یک مسیر صرف شده است، بعد به دنبال، و بعد و بعد، با هر وسیله ای برای هر اندازه گیری. ممکن است در ابتدا آرزو داشته باشیم که خوب باشد، اما زمانی که به اصطلاح نگهبانان اخلاق قیمت آن را از طریق حیاط برای قیمت های مختلف فروختند، و تمام اعتقادات تولید شده توسط پاهای راست و باریک در مقایسه با کوچکترین نگاه اجمالی به شعله های ماه، خوب. باید شانس را در نظر بگیرید که شیطان یک فراخوانی می کند. از یک طرف، آرزوی شما در فرمان جاودانه. از سوی دیگر، تمام تأثیرات این آرزوها، همانطور که در واقعیت شکوه محدود، عدالت محدود، حقیقت محدود هستند. برای بیرون آمدن از پتانسیل، و در نهایت، همه چیز را خارج از این پتانسیل به شعله های آتش می اندازد. اکنون، کدام یک از شما خودشان را شایسته می دانند که قضاوت کنند، چقدر می توان از آن گذشت؟ --- اکنون همانطور که فاوست بود صحبت کردن در مورد، من می دانم که این اولین خواندن بود به اندازه کافی نزدیک به اندازه کافی برای من معاف از مراسم های آینده. همچنین زبان آلمانی یکی است که من قصد تسلط بر آن را دارم و چه چیزی بهتر از یک ستون ادبیات آلمان است، اگر نه؟ بنابراین، تا زمانی که دوباره ملاقات کنیم، Mephisto، ترجیحا در یک مرحله ای است که به Walpurgisnacht خود افتخار می کند. من خیلی به دنبال آن هستم.

مشاهده لینک اصلی
قبل از ارسال دیدگاه من تردید داشتم. این کار شدیدا ناراحت شد. با این وجود این ظاهر متن بسیار متداول: شرط بندی میان خدا و مفیفستل، دکتر فاوست هدف است، به طرز شگفتآلانه ایدهآل است. بسیاری از مفاهیم در جامعه امروز تکرار میشوند، که باور دارند گوته یک چشم انداز بود. گفت و گو به معنای غنی است، در هر رؤیت معنایی پنهان ظاهر می شود. این کار یک زندگی تمام وقت یک زندگی انسانی را به همان زمان می دهد: ابتدا وقت خود را برای تعریف خود می گیرد، همه چیز به قطعه قطعه قطعه می شود؛ سپس اولین تجربه زمان، اکتشاف ها، عشق است؛ قلب خود را تسریع می کند تا قبل از پایان اتاق تاخیر نکنید. امیدوارم یک روز این قطعه را به نمایش بگذاریم. همچنین فیلم با شکوه الکساندر Sokurov، که قبلا توصیه کرده است که من به شدت به دنبال نگاه کنید.

مشاهده لینک اصلی
کتاب در دو قسمت نوشته شده و در زمان های مختلف نوشته شده است. از این رو، بخش دوم به همان اندازه خوب نیست. حتی متون هم اغلب توسط گوته تغییر می کنند (همانطور که در آنجا خوانده ام). تکست های فاست، مخصوصا در ابتدا، عالی هستند و داستان خوب است. است یک آهنگ به نامThe یک گروه شیلی به نام قانون @ @ @ فاستو وجود دارد، و عبارت اصلی او این است NegociarÃa روح من با داشتن شما در اطراف و شما ابدیت من را. من کاملا این personaje.Por سوی دیگر، Mefistófeles یادآوری، با وجود موضوع filosófico از کتاب، این یک کار شخصیت divertido.Una بسیار کامل و کامل باقی مانده است. این به این معنی است که اهمیت ادبی و فلسفی آن امروزه است.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب فاوست


 کتاب مالون می میرد
 کتاب آرزوهای بزرگ
 کتاب تاریخ
 کتاب خشم و هیاهو
 کتاب بهترین داستان های کوتاه آنتون چخوف
 کتاب محاکمه