کتاب میدل مارچ

اثر جورج الیوت از انتشارات دنیای نو - مترجم: مینا سرابی-برترین کتاب های تاریخ انجمن کتاب نروژ

Middlemarch، مطالعه زندگی ولایتی یک رمان توسط نویسنده انگلیسی جورج الیوت است. در مرکز داستان، Dorothea Brooke، متفکر و آرمان گرایانه، شخصیتی است که به طرق مختلف به خود شخص الیوت شباهت دارد. اما ویژگی هایی که Dorothea را جدا از جامعه مادی و معنوی در اطراف او نیز او را به یک ازدواج فاجعه آمیز با یک مرد که او به اشتباه خود را برای همسر روح خود را منجر شود. دکتر Tertius Lydgate، که به همان اندازه ایده آل است، در یک داستان موازی، دوست دارد Rosamund Vincy زیبا، اما بیهوده و سطحی را که او به خرابکاری او ازدواج می کند. الیوت شخصیت های اصلی خود را با یک گالری شخصیت هایی که از هر طبقه اجتماعی، از کارگران و مغازه داران گرفته تا طبقه متوسط ​​در حال افزایش به اعضای ثروتمندان، سرزمین مقدس گرفته شده، احاطه کرده است. با هم، آنها یک تصویر فوق العاده غنی و دقیق دقیق از زندگی استانی انگلیسی در دهه 1830 را تشکیل می دهند. Middlemarch به شدت مدرن در علایق و درک روانشناختی خود در شکل گیری واقع گرایی ادبی قرن بیستم بود.


خرید کتاب میدل مارچ
جستجوی کتاب میدل مارچ در گودریدز

معرفی کتاب میدل مارچ از نگاه کاربران
این را برای خود تلقی کنید. Middlemarch هر ساعت بیداری خود را برای مدت زمانی که در مرزهای والیت داستانی خود صرف می کنید، تحریک می کند. در لحظات بسیار عجیب و غریب در طول روز، شما با تمایل شدید برای باز کردن کتاب و در کنار صفحاتی که شب گذشته خواندید تلاش می کنید تا شک و تردیدهایی جدید را مطرح کنید - چه چیزی بدان معناست؟ این چه چیزی در مورد لایحه اصلاحات صحبت می کند؟ چه اتفاقی برای Lydgate بد خواهد افتاد؟ آیا Dorothea فقط نمادین یا واقع گرایانه است و ناتوانی در اعمال خود بر روی تحریک شما باعث تحریک می شود. دنیای اطراف شما فاقد اهمیت خواهد بود و شما مجبور خواهید شد تا کارهای روزمره خود را در حالت Autopilot انجام دهید، تا حدی از بین رفته، به طور کامل به رحمت این کتاب فوق العاده، فوق العاده. حتی چند ساعت پس از اینکه شما روی آخرین صفحه نوشتید، Middlemarchers و چندتایی های آنها و خودکفایی، متوجه خود شماست. آنچه که من در این تعاریف به آن اشاره میکنم این است که Middlemarch درگیر، موقت و قابل خواندن است. عمیقا علیرغم هزینه های کوانتومی خود که به سیاست های جامعه پیوسته اند، زیرمجموعه هایی که در برابر یکدیگر برای اولویت و توجه خوانندگان قرار می گیرند، تفسیر واضح توسط یک روایت شناخته شده است که اغلب برای شکل دادن به ادراک خوانندگان و عمیق زندگی درونی آن قهرمان و قهرمان قهرمان تلاش می کنند تا آرمان های بلند خود را در مقابل واقعیت تیزهوش و ازدواج های خسته کننده نگه دارند، همه چیز با سرعت فراگیر حرکت می کند. من هرگز نمی دانستم وقتی که از صفحات خارج شدم از پاره شدن عبور کنم. در اینجا چند اتفاقی خوشحال وجود دارد و مطمئنا هیچ چیز دیگری نیست که بتواند حل آسان را در اختلافات به ارمغان بیاورد. شخصیت ها به طور اتفاقی به اتکاء خیالی نمی اندیشند؛ کسانی که به دلیل زاد و ولدشان مورد آزار و شکنجه قرار گرفته اند، جادویی از وضعیت و ثروت نمی گیرند، و این بدین معنی است که مری ان ایوان به معنای مخالفت با اساسی ترین ترفندهای ایجاد شده توسط معاصران برجسته او است. در عوض آنها با وجدان خود، ریاکاری، پیشگویی ها، آرزوهای فانی و قضاوت های فئودالیسم مبارزه می کنند. روزی روز به شدت بحران معنوی خود را تقویت می کند، مأموریت نجیب خود را به عنوان بخشی از داستان پیشرفت جهان در عین حال ناچیز، باعث می شود آنها را بی فایده مبارزه علیه نیروهایی که جامعه را اداره می کنند، تحقق بخشند. بعضی از آنها ظاهر می شوند که پیروز هستند، قادر به درک احساسات و اشتیاق هستند که آنها را در زندگی می بیند، گرچه علت غلط بودن شرایط آنها است. در حالی که دیگران شاد و سرزنش می شوند، که به ظلم و ستم از مضرات خواستار و خواستار، همسر خودخواه است. اگر این واقعیت عجیب و غریب بر روی یک صفحه منعکس نشود، نمی دانم چطور است. اگر از من خواسته شود یک نقص را با طرح و شخصیت ها انتخاب کنم، باید اعتراف کنم که در ابتدا به خاطر رفتار کتاب Dorothea و پریشانی Ladislaw-Dorothea قوس که من ساخته شده را می خواهم به ترک خواندن از سرخوردگی خالص. هر بار که قهرمان مورد علاقه خود را به تصویر درآورده بود، شگفت انگیز او با اعمال شخصیت های ذهنی به هرج و مرج طاعون خود، از بین می رفت. مقاربت های مکرر با مریم مقدس و سنت ترزا و ارجاعات به فضل ملکوت او باعث شد که من اعتماد به نفس خود را به عنوان یک شخصیت گوشت و خون در یک روایت در نظر بگیرم که در آن مردان و زنان قابل اعتمادی و فاسد پوشیده شده است. آیا او فقط نمادی از زندگی است که توسط گرسنگی روحانی تحت سلطه قرار می گیرد، کاملا مصون به نگرانی های عادی زندگی زناشویی است؟ چرا زن بودنش تقریبا تقلبی شده و پرستش می شود؟ اما خوشبختانه Dorothea در نهایت نجات یافته و انسانی می شود، زمانی که او به او اجازه می دهد که احساسات عاشقانه خود را از غم و اندوه آلتوسویی خود غلبه کند. ... رشد رو به رشد جهان به طور جزئی وابسته به اقدامات غریبانه است؛ و آن چیزها به اندازه شما بیمار نیستند و من به اندازه آنها ممکن است، نصف تعداد افرادی است که با ایمان زندگی پنهانی زندگی کرده اند و در مواقع غیرمجاز قرار دارند.\nبسیاری ممکن است از انتخاب خود ناراضی باشند، اما اگر من مجبور شدم یک کتاب را که بسیار متناقض با Middlemarch در محتوای موضوعی است و از دیدگاه ساختاری روایتی چندبعدی که در برابر یک پس زمینه مدرن قرار دارد، نامگذاری کنم، آنگاه Rowlings Vacancy Casual به نظر می رسد. در واقع، پس از خواندن هر دو کتاب، سخت است که ارتباط برقرار نکنیم. اگر قتل نظرات نامطلوب در GR و جاهای دیگر باعث نگرانی شما در جوانه شود، من از شما می خواهم که آن را یک ضربه بزنید. شاید ناکارآمد بودن جاودانگی ادبی، احتمالا، هنوز هم یک پرتره دقیق و دقیق از یک شهر کوچک ارائه می دهد و اینکه چگونه انتخاب های فردی سرنوشت جامعه را شکل می دهد. مطمئنا این یک Middlemarch نیست زیرا هیچ کتابی وجود نخواهد داشت، اما این جایی است که روولینگ کالیبر واقعی او را به عنوان رمان نویس نشان می دهد. و واقعا، آن را به عنوان غم انگیز نیست که اکثر بازرسان آن را ساخته اند. دور از آن.

مشاهده لینک اصلی
اگر به شما گفتم که وسواس من با Middlemarch با یک میز مخلوط KitchenAid شروع می شود، شما انتظار دارید که من دقیق تر صحبت کنم. وقتی یک نوجوان بودم یک روز تابستانی شروع کردم. دوست من من را برای یک شب فیلم دعوت کرد و به خواب رفت. اگر چه خانواده های ما از قبل از هر یک از تولدها، یکدیگر را شناختند، دوست و من به تازگی با کمک یک حزب فارغ التحصیلی و AOL مجددا ارتباط برقرار کرده ایم. لذت بردن از اینترنت بی سیم. وقتی وارد شدم، به آشپزخانه ای اشاره کردم که در آن دوست من در میان پختن یک دسته کوکی ها با مادرش بود. پدرش نشسته بود روی میز آشپزخانه خواندن یک کتاب اقتصاد، در اذیت کردن اذیت کردن در مورد دوران کودکی خود را در حالی که همه ما دوباره reknown شده است. این همه به نظر می رسید ... کامل است. دوستم و خانواده ام را ناراحت کردم. دو چیز به طور خاص این احساس را افزایش داد. میز آشپزخانه KitchenAid که دارای آبی رنگ آبی است، روی میز آشپزخانه گرانیت نصب شده است. این یک هدیه اخیر به دوست من، گابوی از پدر و مادرش بود، از آنجایی که او نان شیرین شده در خانواده بود. دیگر یک توده عظیم و دوست داشتنی نامیده می شود Middlemarch، نه چندان دور از مخلوط کن، با یک قطعه کاغذ کوچک از مرکز ستون فقرات، بدون شک یک marker book thoughtless.I در مورد این کتاب از چند انگلیسی شنیده بود معلمان گفته شده بود که رمان انگلیسی بریتانیاست @ ولی خیلی طولانی بود، کاراکترهای زیادی داشت و رمان سیاسی بود. این نیز از کتابهای دیگر مانند آنا کارنینا و جنگ و صلح (جزء رمان انگلیسی، اما موارد دیگر) گفته شد. این چنین دلسردی بود! نظرات مانند این باعث شدند که کتاب ها تقریبا فراتر از درک و درک من باشند. من در مورد این کتاب پرسیدم که آیا گابوی برای کلاس پیشرفته انگلیسی اش خواندن آن را داشت یا خیر، زمانی که مادرش، لیندا گفت که او آن را خواند، و برای پنجمین بار، با این حال. او گفت، این کتاب مورد علاقه او بود، و من متوجه شدم که او همچنین معلم انگلیسی است. وقتی بحث را شروع کردیم و عشق من به توماس هاردی، همه چیز فقط ناپدید شد. او مرا به تحصیل من برد و نگاهی به کتابخانه اش کردم. من غافلگیر شدم که گابوی میتواند والدینی داشته باشد که دوست دارند خواندن داشته باشند و فرزندانشان را نیز خواندند. نه تنها این، بلکه ادبیات کلاسیک را به همراه Danielle Steel و James Michener دوست داشتند. در حال حاضر به نظر میرسد این احتمالا اولین بحثی بود که در مقاله ای برای سخنرانیهای معلمان من به تنهایی و یا برخی از اهداف دیگر نوشته نشده بود. این طراوت بود. از آن روز، به خودم اطمینان دادم که من یک روزه یک میز آشپزخونه را هم میزنم (چون آشپزخانه بدون هیچ مشکلی است)، و من خواندن Middlemarch را انجام خواهم داد. ضروری است که این داستان را بخوانید زیرا آن را توضیح می دهد که چرا من سه نسخه چاپی، دو نسخه متناوب، و یک نسخه صوتی از کتاب داشته است. آن تقریبا به نظر می رسد که من می خواهم جلوگیری از هر گونه اتهام من ممکن است برای قرار دادن آن، و من را برای پانزده سال است. آن ایو در نهایت خواندن آن را احساس می کند مانند چنین دستاورد بزرگ! من می توانم با اطمینان بگویم که تا امروز، این کتاب مورد علاقه من است. من Dorothea را دوست دارم او چنین شخصیتی منحصر به فردی است که اغلب به عنوان یک زن عجیب و غریب توصیف می شود؛ یکی که هر دو به عنوان یک مرد احترام و محترم است. من نیز مری گارت و پدرش، کالب، دو شخصیت مورد علاقه من را تحسین می کنم. بقیه شهروندان که رمان را در بر می گیرند یک طعم خوشمزه از شایعات و خانواده ها را ایجاد می کنند. در حالی که سیاست و اصلاحات بر تعداد بسیاری از داستانها تأثیر گذاشته بود، با کمک چند ابزار آنلاین، دشوار نبود. در مجموع و به نظر من فروتنانه، این یک رمان ازدواج است: ناامیدی، چالشها و پیروزی ها آن را در مورد فداکاری مردم و اشتباهاتی که آنها در انتخاب همسران مناسب انجام می دهند. پس از تصمیم گیری بد در ازدواج قبلی خود، خیلی درباره این کتاب به من عمیق کشید. نه آنکه باید ازدواج کرد، به طرز ناخوشایندی ازدواج کرده یا طلاق گرفته است تا کتاب را تحسین کند. بسیاری از کاراکترهای عاملی تک سلولی بودند و بعنوان نوعی گروه کنترل عمل می کردند که اگرچه سهم خود از مشکلات را داشتند، هنوز هم کاملا خوشحال بودند. @ زوج، که بسیاری از روایت های بسیاری از آنها است، هنوز هم یک شروع عالی است، همانطور که در آدم و حوا بود که ماه عسل خود را در عدن نگه داشتند، اما اولین کوچکی در میان خار ها و خار های بیابان بودند. این هنوز هم شروع حماسه خانه است - فتح تدریجی یا از دست دادن غیرقابل برگشت از این اتحاد کامل است که باعث می شود سال های پیشرفت یک اوج و سن برداشت خاطرات شیرین مشترک باشد. @\nیک مرورگر دوست داشتنی می خواند که واقعا باید وقت خود را در خواندن این کتاب بگذراند، زیرا یک بار به پایان رسید، شخصیت ها خیلی از دست رفته. در حال حاضر احساس غم و اندوه قوی در گفتن خداحافظی، حتی اگر تنها به طور موقت. مثل مادر گابیس، لیندا ... مطمئن هستم این کتاب را اغلب مرور می کنم. در مورد میکسر KitchenAid؟ من هرگز نتوانستم خرید را رد کنم زیرا من خیلی نوشیدم ... ولی هنوز در لیست سطل من وجود دارد ...

مشاهده لینک اصلی
از آنجا که ایو گفته شده است بزرگتر بهتر است و بررسی های طولانی بهتر از آنهایی است که کوتاه هستند، تصمیم گرفتم بررسی ShortMedMarch کوتاه خود را به مدت طولانی به روز رسانی کنم: اگرچه الیوت شروع به کار در فصل های سریال Middlemarch حدود 1868 (که سه سال بعد منتشر شد )، آن را در حدود 1829-1832 تنظیم شده است (بنابراین نوشتن آن را تقریبا 40 سال پس از تنظیم قرار گرفت) که به او مزیت از دید عقب بود.این تا حدی این، و این واقعیت است که الیوت تحقیقات وظیفه ای انجام داد، که او را قادر می سازد که دوره با چنین دقت تاریخی را ارائه دهد. ارسطوفان، افلاطون و گوته، فوئرباخ، اسپینوزا و آگوست کنت همه بر اندیشه الیوت تأثیر گذاشتند؛ اگر چه او به نظر می رسد در Middlemarch یک نوع جبرگرایی اجتماعی نشان می دهد. به نظر من می آید که او می گوید که کلاس شما به میزان زیادی تعیین می کند که چگونه زندگی می کنید (که تا حدی در عصر رمان تنظیم شده است) شخصیت فردی و فیبر اخلاقی برای الیوت مهم است، اما در او ایده های جدید شخصی به راحتی به سنگ هایی از آنچه که نیروهای جامعه پیش از آن برای شما تعیین کرده اند، از بین می روند. جبرگرایی قرن نوزدهم به علت دارویینیسم به میزان زیادی بوده است: سوال در این مورد در نظر گرفته شده است، آیا مردم فاقد هرگونه آزادی هستند - اعمالشان از طریق تنظیم ژنتیکی آنها و / یا پیشینه روانی آنها یا افراد فرصتی واقعی برای تأثیرگذاری بر جهان و مسئولیت اقدامات آنها داشته باشید؟ الیوت به نظر می رسد به این ایده که نیت های خوب لزوما به موفقیت املا نیست، و نه تنها شخصیت بازی نقش: انتخاب و محیط زیست نیز انجام می شود. با این حال، انتخاب شخصیت های Eliots توسط نیروهای جامعه تحت سرپرستی است. این کاراکترها به نظر میرسد از پیش تعیین شده @ roles @ برای آنها؛ مهم نیست که چگونه آنها مبارزه می کنند، مانند مگس ها در وب، آنها در نهایت باید با توجه به نقش جامعه برای آنها تعیین شود. تصویری ازدواج ها نقش مهمی در Middlemarch در نشان دادن چیزهای مختلف بازی می کند. در ازدواج هایی که الیوت را نشان می دهد، عمدتا شخصیت شخصیتی را می بینیم که با رویکردهای جامعه شناخته می شود و راه هایی که در آن افراد محدود می شوند این افراد تصمیم می گیرند خوشبختی نهایی یا نه شخصیت ها. نتیجه خوبی از ازدواج دیگر بستگی به وسوسه الهی ندارد، همانطور که در رمان هایی که پیش از سبک واقع گرایانه / انسانی / عقلگرا نوشته شده بود، که الیوت تا حد زیادی پیشگام بود، شکل گرفت؛ در حال حاضر نیروها و انتظارات جامعه است. ثروت و ثروت مادی نیز نقش مهمی در نحوه اداره نیروهایی که نیروی جامعه بر فرد تحمیل می کنند، نقش مهمی ایفا می کند: حداقل چهار نفر از ازدواج ها مرتکب و یا شکسته اند با توجه به اینکه چگونه قهرمانان موفق به کسب ثروت خود می شوند، اما یک درهم آمیزی پیچیده در مورد چگونگی کارکرد شخصیت ها یا دستیابی به ثروت آنها وجود دارد. تاثیر اولیه در زندگی الیوت، مذهب بود. او در خانواده ی انجیل یونانی کلیسای کم کالبد بود، اما به زودی دین را به نفع مکتب های ذکر شده در این زمینه رد کرد. اهمیت اخلاق و وظیفه همچنان عمیقا در سیستم عقیده اش جا افتاده است. با این وجود داشتن علم و استفاده از آن، توسط الیوت بسیار مورد ستایش قرار گرفته است. او بین دانش مرده و ناسازگاری که شخصیت او Casaubon را نشان می دهد، و دانش زنده و مفیدی که شخصیت هایش Lydgate، Farebrother و خانم Garth دارد، تمایز می گذارد. قرن نوزدهم، حرکتی بزرگ به سوی @ @ @ @ practical @ دید. اندیشه علمی شروع به انقلابی در هر حوزه زندگی انسانی کرده است. احتمالا استفاده از شناخت زمینه های اجتماعی و سیاسی صنعتی برای دوره ای است که رمان را پوشش می دهد: قرن نوزدهم، سن ابزارهای ماشین بود - ابزارهایی که ابزارها را ساختند قطعات ساخته شده برای ماشین های دیگر، از جمله قطعات قابل تعویض. خط مونتاژ در طول قرن نوزدهم اختراع شد، سرعت تولید کارخانه کالاهای مصرفی را افزایش داد. مقاومت زیادی در برابر اتوماسیون از طبقات پایین وجود داشت، چرا که بسیاری از مردم از ماشین خود به ویژه در صنعت نساجی آواره شده بودند. در مناطق روستایی، بقیه سیستم فئودالی هنوز هم می تواند در آن زمین دیده شود، مستاجران برای حق اجاره به کار مشغول بودند، اما به اندازه پرداخت ها زیاد پرداخت نمی کردند و اغلب در شرایط بسیار فقیر زندگی می کردند. انقلاب صنعتی شاهد افزایش شدید جمعیت و در نتیجه افزایش فقر فقیر طبقه پایین بود. گروه هایی برای اصلاحات مشغول به کار بودند، اما اکثر آنها خود را به ابزار قانونی و غیر خشونت آمیز برای حمایت از اصلاحات، مانند تقاضای تقلب و نظارت عمومی، محدود کردند و سطح بالایی از حمایت عمومی را به دست آوردند. بسیاری از بی عدالتی اجتماعی مانند کودکان کم کار در مین ها و کارخانه ها بسیار طولانی و کار بسیار خطرناکی انجام می شود؛ صنعتگران ترجیح می دهند که زنان و کودکان را استخدام کنند؛ زیرا آنها می توانند با پرداختن به آنها کمتر و غیره، و همچنین پس از انقلاب و انقالب فرانسه و تأثیرات انقلاب فرانسه و ...

مشاهده لینک اصلی
از آنجایی که هنوز هفته استالکر در اینجا بر روی Goodreads است، تصمیم گرفتم قفسه جدیدی بسازم که Ive آن را زنان مسن تر و مردان جوانتر نامید. من امیدوارم که به اندازه کافی خنثی باشد که نمیتوانم علامت بزنم معیار من ساده است: رابطه بین یک مرد و یک زن بسیار جوان باید نقش مهمی در داستان ایفا کند. همانطور که به مریدیت گفتم، پیش از آنکه گرگ و لولیتا وجود داشته باشد، می دانستم. من اعتماد دارم که در حال حاضر تمام درس هایی را که می توان از این کتاب ها استفاده کرد، جذب کرده ام، بنابراین من در مورد آنها متواضع هستم. لیست من نیز حاوی شمار قابل توجهی از حجم از مجموعه ای از Brigade Mondaine فوق العاده خسته کننده است. اگر به اینها نگاهی بیندازید، توصیه های بیشتری به شما داده می شود: مثلا اگر یک خواهر دوقلو را به خاطر یک قتل عام، تحقیق نکنید، با یک مرد مسن تر ارتباط برقرار نکنید، یا اگر با استفاده از شما برای کمک به شما، با مرد مسن تر ارتباط برقرار نکنید دوست دختر معمولی خود را از یک باند جنایتکاران چینی که او را با مرگ دریائی سمی به خطر می اندازند. (توجه داشته باشید: در صورتی که مارماهی های درونی سمی درگیر آن بودند) اما این رمان های کلاسیک بود که من بیشتر شگفت زده شدم. Id کاملا فراموش شده است که برخی از آنها متعلق به این دسته است، و Middlemarch نمونه ستاره است. دختران، با دانشگاهیان سالخورده درگیر نیستند. آنها امتحان می کنند و شما را به انجام کاری که واقعا نمی خواهید انجام دهید. چیزهای منحرف من حتی با این مشکل مخالفت می کنم، اما آنها ... می خواهند شما را وادار کنند که مقالات خود را بعدا ویرایش کنند. آن ها خواهند. درسته. من متاسفم، منظورم این نبود که شما را شوکه کنم، اما لازم بود. فقط بگو نه. و اجرا کن

مشاهده لینک اصلی
نویسنده در حال حرکت پنهانی در میانه نیست.\nمی توان یک نظریه بسیار طولانی را فقط با در نظر گرفتن پاسخ های مختلف به این رمان توسط نویسنده های بعدی نوشت. در نسخه من مقدمه نوشته شده توسط A.S. بایات که به نقل از جیمز جویس و جان بیله است. من همچنین جایی را دیدم که جولیان بارنز فکر می کند این بهترین رمان نوشته شده در انگلیسی است. من این کولاژ را امتحان نخواهم کرد، اما من مایلم با دو جمله دیگر شروع کنم. در نامه ای به دوست و نقاش آنتون ون راپارد از مارس 1884 ون گوگ (یعنی چهار سال پس از مرگ جورج الیوت) نوشت: در حالی که الیوت در اعدام خود استادانه است، بالاتر و فراتر از آن، او نیز دارای یک نابغه تمام خود است، که در آن من می گویم، شاید یکی از طریق خواندن این کتاب ها بهتر می شود، یا شاید این کتاب ها قدرت را برای نشستن و توجه داشته باشند.\nو دوم ممکن است در ابتدا از یک کتاب و موضوع غیر مرتبط باشد. با این وجود سوء ظن من این است که مری ان ایوانز برای ارتباط بین کیهان کارل ساگان و رمانش خوشحال شده است.\nیک کتاب از یک درخت ساخته شده است. این مجموعه ای از قطعات مسطح و انعطاف پذیر است (هنوز هم â € ~liavesâ € â € œâ € â € â € â € â € â € â € â € â € â € â € â € â € â € â € â € â € à ¢ â € à ¢ â € à ¢ â € à ¢ â € Ã، Â) یک نگاه به آن و شما صدای شخص دیگری را می شنوید - شاید هزاران سال دیگر مرد. در طول هزاره ها، نویسنده به وضوح و سکوت، درون سر شما، به طور مستقیم به شما می گوید. (حرف های ضخیم من هستند) بنابراین ما یک نابغه داریم که دیگران را تشخیص می دهد و آگاهی از کارهای هنری را که هنرمند درگیر آن است (\"عمدتا در اعدام او\") نشان می دهد. و ما یک نابغه دیگری داریم که توجه به مصارف زمان سفر - کتاب ها را می کند، زیرا آنها اجازه می دهند ما در یک تماس مستقیم با نویسنده از یک سابقه قبلی داشته باشیم. Authors، Author. و به لطف کتابهایی که به دست خواننده هستند، زنده هستند. به رغم آنچه که هنرمندان و نویسندگان مدرنیسم با آن بازی کرده اند و آنچه که رولاند بارت در مرگ نویسنده خویش دفاع کرد، احساس کردم نویسنده در قبال این رمان خیلی نزدیک و روشن است. من این کتاب را چند سال پیش خواندم ممكن است با حضور آشکار روایتگر تحریک شده باشد. همه ی آن اخلاق ها و نظراتی که به خواننده مطرح می شود، به من می اندیشند که به پیشرفت اقدامات مداخله می کنند و مانع پیشرفت من می شوند یا مانع دیدگاه مستقل من می شوند. نه در حداقل. در عوض من هر وقت شنیدم یا خواندن صدای واضح راوی را پیدا کردم، خودم را درگیر و پایه گذاری کردم. همانطور که وان گوگ نوشته بود، نشستن و توجه کردن را جلب کرد. اظهارات در تن و طعم متفاوت بود. گاهی اوقات هشدار یا هدایت خواننده: گسل ها امیدوار نیستند که دلیل برداشت منافع شما در مورد او باشد. @\nیا: ما نباید، با بی عدالتی، کمی با او احساس کنیم؟\nیا ما را با کمال اخلاقی اخلاقی ارائه می دهیم: ما بیشتر از ما در این مفهوم آورده ایم که بالاترین انگیزه برای انجام اشتباه، چیزی غیر از وجود موجوداتی است که از اشتباه رنج می برند. @\nاما جذابیت این بود که ادعای روایتگر به عنوان یک مورخ طبیعی عمل می کرد: اما فیلدینگ زمانی زندگی می کرد که روزها بیشتر طول بکشد (برای زمان، مانند پول توسط نیازهای ما اندازه گیری می شود) .... مورخان ما را عقب مانده نباید پس از مثال او @\nو یا حتی بیشتر شگفت آور، به کسانی که خیانت به این مفهوم است که روایتگر استاد است: و در اینجا من به طور طبیعی منجر به تفکر در مورد افزایش یک موضوع پایین است.\nبه این معنی است که روایتگر از رقابت بین یک نقاش و یک نویسنده آگاه است. کدامیک از این دو هنر بیشتر قانع کننده است؟ â € | رنگ و Plastik چیزهای بد پس از همه است. آنها به جای بالا بردن عقاید مبهم و مبهم هستند. زبان یک محیط دقیق است .... زبان یک تصویر کاملتر را فراهم می کند، که همه چیز بهتر است مبهم باشد ... مشاهده واقعی درون است؛ و نقاشی به شما با یک نقص قهرآمیز نگاه می کند ... به نظر می رسد که یک زن تنها یک خانه ی رنگی است .. @\nو با این حال، حتی اگر این راوی نیز بخشی از ساختار داستانی کار است و به عنوان مکانی برای خواننده برای ورود بدون حضور در جهان روایت می شود و نویسنده نیست، با این وجود من نمی توانم از شنیدن این صدا لحن و لحن خاصی دارد. و این آگاهی بود که در طول خواندن من بسیار هیجان زده بود. برای من این صدای نام دارد: ماری ان ایوانز. همانطور که ساگان می گوید، او را درون سرم شنیده ام.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب میدل مارچ


 کتاب نوسترومو
 کتاب باباگوریو
 کتاب حماسه گیلگمش
 کتاب اسب ها و آدم ها
 کتاب تربیت احساسات
 کتاب غرور و تعصب